X
تبلیغات
معماری باستان ایران - معماری قزوین در دوره اسلام
معماری باستانی و سنتی بناهای تاریخی ایران
 معماری قزوین در دوره اسلام

استان قزوین :

استان قزوین با مساحتی حدود 158200 کیلومتر مربع 1% از مساحت کل کشور را در برگرفته است . این استان از شمال به استانهای مازندران و گیلان از غرب به استانهای همدان و زنجان و از جنوب به استانهای مرکزی و از شرق به استان تهران محدود می شود . 

استان قزوین با 4 شهرستان (قزوین ـ تاکستان ـ بوئین زهرا و آبیک) 18 بخش و 17 شهر ، 44 دهستان و 1547 روستا جمعیتی نزدیک به یک میلون نفر را در خود جای داده است . این منطقه از دیرباز مقصد و قبله گاه اهالی فرهنگ و دانش و هنر و بزرگان نام آور را به جهان عرضه نموده است . قزوین جزء استانهایی است که از نظر گردشگری جزء 5 استان اول ایران است . این استان مانند چهار راهی است که تمام راههای  اصلی ورود به کشورهای چین ، هندوستان ، قفقاز و کشورهای اروپای غربی را میسر نموده است .

سابقه سکونت و تمدن 9 هزار ساله و آثار تاریخی چشمگیر که بیش از 14% از آثار ثبت شده  در فهرست ملی کشور را شامل می شود و از این نظر استان قزوین رتبه نخست را دارا است (تعداد آثار ثبت شده تا کنون بیش از 2000 اثر می باشد) قزوین در دوره های اولیه تاریخ به ویژه در دوره مادها و هخامنشیان نیز جزء مناطق مهم ارتباطی به حساب می آمد .

در اواخر حکومت اشکانیان ، دیلمیان بر علیه حکومت مرکزی شورشهای خود را آغاز کردند . این روند تا دوره ساسانیان نیز ادامه یافت در آن زمان منطقه قزوین مرز بین سرزمینهای ساسانیان و دیلیمیان به شمار می رفت . شاپور پسر اردشیر بابکان دستور داد در این سرزمین دژ مستحکمی بنا کنند این دژ شاذ شاپور یا کشوین نامیده شد . این دژ به مرور توسعه پیدا کرد و مناطق مسکونی به آن فزوده شد و در این مدت زمانی کوتاه در شمار شهرهای مهم ایران قرار گرفت . با یورش اعراب به ایران قزوین در سال 24 هـ . ق به دست براء بن عازب فرمانده سپاه والی کوفه فتح شد . در آن زمان قزوین آخرین سرزمینی بود که سپاهیان کوفه برای مبارزه با دیلیمیان در دست داشتند در سال 192 هـ . ق هارون الرشید به قزوین رفت و نسبت به توسعه شهر و ساخت بنای مسجد جامع در آن اقدام نمود از جمله حوادث تاریخی قزوین در قرن دوم هجری قمری موضوع سفر امام رضا به این شهر است . در قرن سوم (278 ـ 256) قزوین توسط عمر الیث صفاری فتح شد ، در دوره سلجوقیان و کشمکشهای دوران ملکشاه سلجوقی همزمان با فرقه اسماعیلیه و حمله مغولها به ایران و منطقه الموت به عنوان مقر حکومت اسماعیلیان در آن بسیار حائز اهمیت می باشد .

با انتخاب قزوین به عنوان  پایتخت در دوره صفویه دوران شکوفایی آن آغاز شد . اروج بیک می نویسد در این شهر صد هزار خانوار یا دویست و پنجاه هزار نفر سکونت دارند و برای آنکه وسعت شهر مشخص شود مسجد آن را شمردم از پانصد متجاوز است . در این دوران بناها ، عمارتها ، کاخها و کاراونسراهای زیادی در آن ساخته شد . با مرگ شاه طهماسب و روی کار آمدن شاه عباس پایتخت در سال 1006 هـ . ق به اصفهان منتقل شد و بار دیگر قزوین از نظر موقعیت سیاسی و اعتبار دچار نزول شد و جمعیت آن به تدریج کاهش یافت . علت انتقال پایتخت کم آبی قزوین بود . در اواخر دوره صوفیه بار دیگر قزوین به مدت 3 سال پایتخت و مرکز فعالیتهای مملکتی شد .

نادر پس از پیروزی بر اشرف افغان ، ترکها و روسها در دشت مغان به پیشنهاد لشگریانش عنوان شاهی را پذیرفت و پس از آن عازم قزوین و در قزوین تاج پادشاهی را بر سر گذاشت . نادر در داخل ارگ قزوین کوشکی ساخت و تالاری برای پذیرایی در آن بنا کرد که به ایوان نادری معروف شد . نادر پس از آن به منظور اداره و تنظیم امور کشور از قزوین به اصفهان روفت و حکمرانی قزوین را به محمد رضا خان شاملو سپرد . در زمان کریم خان زند حکمران قزوین مولا وردیخان بود و مدرسه ملاوریخان در چهار راه مولوی از بناهای او است . در دوران قاجاریه به خصوص در اواخر آن به همت سعد السلطنه حکمران قزوین این شهر تا حدودی شکوفایی از دست رفته خود را باز یافت از دیگر اتفاقات در دوران قاجاریه ملاقات رضا میر پنج با نماینده انگلستان در گراند هتل قزوین بود در این ملاقات نطفه کودتای سوم اسفند برای براندازی حکومت قاجاریه بسته شد .

 

 

 

 

 

توضیحی کوتاه راجع به قزوین :

تمدن باستانی دشت قزوین به گواهی پیکره ای مفرغی از سگزآباد بوئین زهرا قدمتی هفت هزار ساله دارد و اشیای کشف شده از تپه خورین دو قرن قدیمی تر از ظروف سفالی تمدن کهن سیلک کاشان (با قدمتی 6 هزار ساله) می باشد .

این واقعیت تنها دستاورد دو یا سه حفاری کوتاه مدتی است که از 53 سال پیش به این سو در اطراف قزوین صورت گرفته است به طوری که با بررسی محلهای عبور یا سکونت اقوام متمدن آریایی در نواحی جنوب رشته کوههای البرز و با بررسی تطبیقی تشابهات اسنادی آثار مکشوفه از این نواحی احتمال وجود تمدنی عظیم در ناحیه جنوب شرقی قزوین چندان دور نیست .

امید که با کاووش های بعدی تاریخ این خطه منحصر به فرد و کهن برگ زرین دیگری را بر تاریخ اصیل و ارزشمند ایران بزرگ بیفزاید . شهر باستانی قزوین در اعصار گذشته پیوسته اقلیم فضل و هنر و همواره فرین به دانشمندان و هنرمندان و نوابغی بوده است که شرحی طویل می طلبد . اعتبار دچار نزول شد و جمعیت آن به تدریج کاهش یافت . نام قزوین به فارسی کشوین خوانده می شد . حمدالله مستوفی مورخ قرن هشتم از آن نام کش وین نام می برد و بعدها غربی ها آن را معرب کرده و قزوین نامیدند . مورخین غربی نام قزوین را ماخذ از کاسپین می دانند در جایی دیگر از دکتر دبیرسیاقی به نقل از استاد علامه دهخدا می نویسد قزوین در اصل کزوین و مرکب از کزو به معنای پسته و ین به معنای شهر ـ شهر پسته ـ و بعدها معرب شده و به قزوین تبدیل گشته است .

شهر قزوین دارای مساجد ، مسجد مدرسه ها ، آب انبارها و ... از این قبیل بناهای تاریخی فراوان می باشد . که بیش از 11% آثار ثبت شده در فهرست ملی کشور شامل می شود و از این نظر استان قزوین رتبه نخست را داراست .

در این جا به اختصار به معرفی یک مثال از این بناها کرده ایم .

 

 

 

حسینیه امینیها :

از جمله جاهای قابل توجه قزوین حسینیه امینیها است . بانی آن مرحوم حاج محمد رضا امینی یکی از اجداد امینیهای کنونی است که از اعیان و تجار قزوین بوده است . فقیر نامبرده در مغرب رودخانه ای که اکنون آن را پر کرده اند وتبدیل به خیابان مولوی گردیده است شانزده عمارت تو در تو و پیوسته به یکدیگر ساخته است که در دست وراث آن مرحوم است . 

در یمان بناهای مزکور سه تالار ساخته شده که امتداد آنها به موازات یکدیگر از شرق به غرب است و میان حیاط شمالی و جنوبی قرار دارد که آن حیاط نیز از شمال و شرق به خارج راه دارد این تالارهای سه گانه و حیاط دوگانه است که حسینیه امینیها را تشکیل می دهد . تالارهای مزبور هر یک 18 ذرع طول و 5 ذرع عرض است . لیکن برای جایگاه روضه خوانها و ذاکرین و محل تهیه چای و قهوه و غیره در انتهای شرقی و غربی هر یک از در تالار اول و سوم دو اتاق 4 ذرعی جدا کرده اند که در واقع تالار وسط به طول 18 ذرع و تالارهای طرفین آنها هر یک به طول 10 ذرع و این سه تالار به وسیله ارسی های زیبا از یکدیگر جدا می شوند و هنگام روضه خوانی با بند کردن ارسی ها در واقع هر سه تالار یکی می کردند و محوطه سر پوشیده بزرگ و آئینه کاری زیبایی را تشکیل می دهند که گنجایش چند هزار نفر مستمع را دارد . ارسی های این تالار بسیار زیبا و در ردیف هنرهای زیبا محسوب می شود . همچنین سقفهای آنها قاب کاری است و رنگ روغن می باشد در وسط تالار بزرگ یک بار آویخته شده و در دو تالار دیگر در هر یک دو جار و چهار سر شاخه بلور به دیوار نصب شده . فرشهای تالار یک تخته و عتیقه بوده سالهای پیش برای اینکه در اثر کهنگی و سائیدگی از بین نرود متولی آن مرحوم حاج وکیل التجار آنها را به 18 تومان فروخته و فرشهای نو برای آنجا تدارک دیده است و مازاد را هم چند لک خریده است .

زیر تالار تماما خالی است یعنی زیر زمین شربت خانه و انبار و آشپزخانه ساخته شده و هر دو حیاط شمالی و جنوبی مرتبط است . در نمای خارجی آنها سنگهای حجاری شده به کار رفته است .  

حیاط جنوبی بزرگتر از حیاط شمالی است و دارای حوض بزرگی است چون قنات آب از این حیاط می گذرد با نصب تلمبه ممکن است از آب قنات استفاده نمود . مرحوم حاج محمد رضا امینی برای خیرات و مبرات دهاتهایی را در سال 1303 هجری قمری وقف نموده است .

این بناهای زیبا و نفیس بدبختانه در حادثه شوم سوم شهریور 1320 دچار خسارت و زیان بزرگی شد . به این معنی که روسها از هواپیما چند بمب به شهر انداخته که یکی از آنها به این عمارت اصابت کرد و تالار جلو را کوبید و خراب کرد در و پنجره و آئینه کاری آن درهم ریخته شد و چند سال به همان حال مخروبه باقی ماند زیرا در آمد موقوفات به واسطه اختلالاتی که در آشور پدیده آمده بود کافی برای تعمیر نبود دولت هم توجهی به این گونه کارها نداشت . در سال 1325 کارشناس اداره باستان شناسی همراه آقای علی هانیبال به قزوین آمده و به راهنمایی پردیس فرهنگ وقت این عمارت را باز دیر کرد و تحت تاثیر ظرافت و نقاشی که در ارسی ها و درهای آنها به کار رفته بود قرار گرفت چون مقدور نبود بنای مزکور را جزو آثار باستانی به شمار آورد و دولت را وادار به تعمیر آن نمود .

نمونه ای از در و پنجره آن عمارت را به موزه ایران باستان انتقال داد . حسن همین اتفاق در همین سال موقوفات حسینیه به مبلغ هنگفتی اجاره داده شده و مبلغ یکصد و ده هزار در سال 1326 برای مرمت بنا تخصیص داده شد وزیر سرپرستی آقای شیخان متخصص کارشناسی ماهری به رفع نقایص پرداختند .

آئینه کاری و تعمیر پنجره های تالار نخستین بار در آن سال انجام شد در سال 1327 نیز  یکصد و هفتاد هزار ریال درآمد موقوفات مرحوم امینی صرف تعمیرات شد . تالار بزرگ و وسط و اطاقهای اطراف و حوض و حیاط جنوبی که از انفجار بمب در اثر مرور زمان فرسوده و به ویرانه تبدیل شده و به خوبی وقت گردید .

اداره باستان شناسی پس از پایان کار از لحاظ اهمیت نوع آئینه کاری و ظرافت بی مانند در و پنجره های آن استثنا بنای مزبور را در ردیف آثار باستانی شناخته و نگهداری آن را متعهد می شود 

بنای حسینیه امینیها مربوط به دوره قاجار می باشد و شیوه معماری آن با تفاوتهایی همانند خانه های قدیمی دیگر شهرها کهن ایرانی است که بنا به موقعیت جغرافیایی وسائل فرهنگی و اجتماعی و مصالح سنتی موجود در طبقه ساخته شده و این خانه ها شامل دو حیاط است . یکی بیرونی و یکی اندرونی . حیاط بیرونی بیشتر برای رسیدگی به امور که خیابان و رعایا و بررسی به حساب و کتاب آنها و احیانا شکایات و گرفتاریهای محلی و از این قبیل حیاط اندرونی که بخش اصلی خانه را تشکیل می دهد و به منظور زندگی خانوادگی و پذیرایی از میهمانان بوده و دارای تاسیساتی مانند آشپزخانه ، شربت خانه ، آبدارخانه ، گرم خانه و زیر زمین می باشد .

پلان اصلی این خانه معمولا از یک تالار  میانی با ابعاد گسترده و دو اتاق کوچک مانند دو گوشواره در طرفین تالار قرار گرفته و غالبا دارای شاه نشین و غرفه های گوناگون می باشد . تمامی این تاسیسات معمولا در ضلع شمالی و جنوبی حیاط و در یک ردیف و به طور قرینه سازی بنا شده زیر زمین تو در تو و با طرحهای زیبا و پوشش های ضربی و آجر کاریهای چشم نواز ، حوض خانه با سنگهای مرمرین و هواکشها به منظور خنک کردن و تهویه فضای زیر زمین تعبیه شده بیانگر ویژگیهای معماری این شهر باستانی است . از جمله تزئینات الخاقی تالارها و اطاقها مقرنسهای منظم و به هم پیوسته است که در حد فاصل رفها (کاسه نبات) و طاقچه ها را آراسته سقف تالار دارای قاب بندیهای نقاشی شده از گل و بلبل و در مرکز آن خونچه پوش و منقوش به ابعاد مناسب قرار دارد و زمانی چلچراغ مرصعی آویزان آن بوده است .

ستونهای تالار آئینه کاری است که اطراف آن را نقش گلها و پرندگان فرا گرفته و طرحهای اسلیمی و ختایی در قالب گچ بریهای زیبا شکوه ویژه ای به تالار بخشیده است . درها و ارسی ها که با کار گره چینی و مشبک کاری همراه شیشه های رنگارنگ و با نقش پرندگان و گلها تکامل یافته شکوهی تحسین برانگیز دارد .

ارسیهای حسینیه امینیها :

اکثر ارسیها بازسازی شده از ارسی های داخل سالن دست نخورده باقی مانده اند ولی نیاز به مرمت دارند

بعضی از ارسی های این حسینیه در داخل سالن اصلی وسط حسینیه نوع کار آن هشت و نام کار گره هشت پنج می باشد برای ساخت آن روشهای مختلف وجود دارد و تماما به صورت قالب بندی تکه تکه آلت بندی ساخته می شود و هیچ فرقی مابین ساخت سقف سالن اصلی و وسطی و سومی نمی باشد مگر در نام گره ه با هم .

 

 

حسینیه 3 دوره فرشهایش عوض شده :

اول : فرشهایی کاملا ابریشمی با طرح قزوین در اثر فرسودگی 12 هزار تومان خریداری و 94هزار تومان به فروش می رود .

دوم : باز هم ابریشم بوده که یکی از آنها در موزه پاریس در یکی از موزه های هلندی است .

سوم : فرشهای کنونی است که از آستان قدس رضوی سفارش گرفته شده .

نقاشی پشت شیشه دقیقا بر عکس روی کاغذ است برای این نوع نقاشی اول رنگ می زنند بعد طرح را پیاده می کنند که این نوع نقاشی اولین بار در قزوین انجام شد که در دوره قاجار به اوج خود رسید .

ارسی های حسینیه حتی یک میخ هم داخل آن به کار نرفته همه به صورت ریلی روی هم سوار می شوند و نزدیک به 13 سال ساخت آنها طول کشیده .

توضیحات شخصی حسینیه امینیها :

حاج محمد رضا امینی اربای 110 پارچه آبادی از آبادیهای اطراف بوده است . این خانه ملک شخصی خود ساخته و در دوره ناصر الدین شاه 16 عمارت تو در تو بوده که وقتی خیابان مولوی را ساخته اند از بین رفته و یک آب انبار داشته که از بین رفته . قسمتهای جنوبی نیز از بین رفته اند .

حسینیه شامل سه تالار است که به موازات شرقی ـ غربی با هم قرار گرفته اند که تالار شمالی به حیاط شمالی و تالار جنوبی به حیاط جنوبی منتهی می شود . در حال حاضر 4 حیاط دارد که حیاط اندرونی به تالار شمالی راه دارد . حیاط غربی برای پخت و پز و رفت و آمد کنیزها استفاده می شده است .

تقریبا تمام هنرهای ایرانی را دارد . معرق ، مشبک ، آئینه کاری ، نقاشی روی چوب ، نقاشی روی شیشه ، مقرس ، گچ بری و ....

ماه هایی که در دوره قاجاریه استفاده می شده که روی درهای ارسی است به صورت فلکی معروف است از گوسفند که حمل می نامند شروع شده و در دوره پهلوی به ماههای شمسی تغییر پیدا کرده .

گوسفند (حمل) ، سور ، جوزا ، سرطان (خرچنگ) ، اسد (شیر) ، سنبله (مرده) ، میزان ، عقرب ، قوس (کمان) ،  جدی ، دلو (سطل) ، حوت (ماهی) .

فرودین همان گوسفند است که حمل نامیده شده . خلاف عقربه های ساعت استفاده می شود . ارسی نه چشمه از چوب توت ساخته شده ولی بقیه از گردوست و بزرگترین ارسی ایران است .

سقف نقاشی روی چوب است که قاب بندی نام دارد که تکه تکه روی زمین نقاشی شده و بعد روی سقف نصب شده است . خانه در دو طبقه است که زیر زمین به شربت خانه حسینیه معروف است . در طبقه بالا در نزدیکی سقف درهای کوچکی است که به شاه نشین معروف بوده و در ایام روضه خوانان آنجا می نشستند و روضه می خواندند و صدایشان توسط رفها یا همان کاسه نبات ها اکو می شده . شاه نشین از سمت حیاط شمالی راه پله دارد و دور تا دور خانه را می گرفته که خانم ها از بالا نظاره گر بوده اند فرشهای حسینیه همه یک تکه بوده که تمام زوایا را می پوشانده که در اثر فرسودگی فروخته شده اند و یک تکه از آن در موزه ایران باستان است و فرشهای کنونی توسط آستان قدس رضوی تهیه شده .

دسته ها همه شمع بوده که جار نامیده شده اند که همه سفارش داده شده از ایتالیاست .

تالار میانی :

از تالارهای دیگر بزرگتر است که دور تا دور در دارد . سه نوع در وجود دارد . درهایی که روی پاشنه می چرخند ، درهایی را به سبک ژاپنی هستند و کشویی هستند و درهایی که ارسی هستند . ارسی این قسمت آئینه ای را به کار رفته کاملا یک تکه است و بعد تزئینات را روی آن چسبانیده اند و اکثر هنرهای اصیل را دارد مثل گل و مرغ ، اسلیمی و ختایی . تالار شمالی هم تزئیناتش شبیه به تالار جنوبی است که فقط ارسی های ان 5 چشمه است و شاه نشین این قسمت بزرگتر از بقیه شاه نشین هاست . چوب در ورودی که وارد تالار جنوبی می شویم و از سطح زمین بالا تر است به آن جناق گفته می شود که این به آن دلیل بوده که کفش را وارد اتاق اصلی نکنند . و دلیل دیگر اینکه رعایا که با راباب کاری داشتند حریم خود را رعایت کنند و وارد اتاق نشوند .

 

 

نقاشی این بنا : حاج رحیم نقاش باشی

نقاشب پشت شیشه ویترای نامیده می شود

شیشه رنگی : رنگ کردن شیشه ها حالت دور کردن حشرات و سر گیجه حشرات را دارد .

زیر زمین (شربت خانه) :

در تابستان ها خانواده آقای امینی در زیر زمین زندگی می کنند زیر از همه طرف قرینه است که دو طرف آن شاه نشین است که کلا جایی که بالاتر از سطح زمین باشد گفته می شود و در دو طرف دیگر محل عبور و مرور بوده و دارای اتاقهایی است که این قسمت دارای هواکسهایی است که مثل کولر عمل ی کرده که بوی نم نگیرد .

قطر دیوار ها در بالا حدود یک متر است . چون در زیر زمین هواکشها وجود دارد و به سمت بالا می رود . در حیاط شمالی حوضی بوده که همیشه آب قنات وارد ان می شده و از ظریق لوله سفالی به حوض زیر زمین راه داشته که این اختلاف ارتفاع باعث می شده که آب با فشار وارد فواره شود و به کار بیافتد و مجددا به حیاط جنوبی می رفته .

پنجره هایی در سمت شمالی و جنوبی وجود دارد که مشبک است که در تابستان باد راز که باد گرمی است از سمت جنوب می وزد وارد زیر زمین می شده و با برخورد به فواره فضای خنک و مطبوعی را ایجاد می کرده .

در 4 جهت حوض میله های فلزی وجود داشته که محل گذاشتن قلیان بوده که با لوله های بلند به صندلی ها که بالای آن هواکش است می رسده که کسی که گرمش بوده روی صندلی می نشسته و دود آن هم از همانجا خارج می شده . قسمت حوض را قسمت مرکزی می نامند که همه راه ها به اینجا منتهی می شود . در دو طرف ساختمان تونل تنگ و تاریکی وجود دارد که به آن علام گردشی می گویند که باعث ارتباط جاها بوده که دور تا دور ساختمان را می گردد که یک قسمتی از آن خراب شده . خدمه و کنیزها از همین دالان رفت و آمد می کردند تا مزاحمتی برای ارباب ایجاد نکنند .

گلهای لیتوس که در حیاط جنوبی وجود دارد روی دیواره ها حجاری شده است .

 

فیلمهای که در این خانه بازی کرده اند :

شب دهم / ناصر الدین شاه / ملاصدرا / جگجوی پیروز / کفشهای میرزا نوروز / صمندون / قند و پند / شیخ بهایی / چه کسی به سرهنگ شلیک کرد و ....

آب انبار مسجد جامع (خیابان)

شهر قزوین به دلیل موقعیت جغرافیایی که دارد معمولا در گذشته با کم آبی مواجه می شدند به همین دلیل طرح آب انبار را ریختند که به عنوان ذخیره آب استفاده شود . این آب انبار که آب انبتر مسجد جامع معروف شده اولین آب انبار شهر قزوین محسوب می شود که در زمان شاه سلیمان صفوی که حدود سال 1093 هـ . ق می باشد ساخته شد که در آن زمان حاکم قزوین شخصی بود به نام علی خان که دستور ساخت آب انبار را داد که بعد از آن قزوین شروع به ساخت آب انبارهای مختلفی کرد که بعدها به شهر آب انبارها معروف شد که 133 آب انبار بزرگ و هزاران آب انبار خانگی را شامل می شد . متاسفانه طی این چند دهه گذشته اکثر آب انبارها خراب شده یا دهانه ورودی آنها کور شده که این موضوع به سالهای 54 و 55 شمسی بر می گردد که تقریبا قبل از انقلاب اداره اوقاف بعد از لوله کشی شدن شهری آب ، آب انبار ها که به حال خود رها شده بود به مردم واگذار کرد و به قیمت خیلی کم به مردم فوخته شد و مردم هم یا خراب کردند .

آب انبار مسجد جامع :

این آب انبار در خیابان سپه (شهد) و در جلو خان مسجد جامع واقع گردیده و کتیبه دارد به خط نستعلیق ، بر سنگ مرمر ، منقور به ضعر ، متضمن نام شاه سلیمان صفوی و بانی آب انبار ، علی خان از امیران دوره شاه سلیمان .

سر در آب آنبار دارای طراحی ساده و فاقد هر گونه تزئین است دو گوشوار در طرفین داشته که هم اکنون یکی از آنها از بین رفته است . راه شیر آب انبار دارای 37 پله سنگی و سقف آن دارای طاق آهنگ با قوس تیزه دار است در ابتدا و انتهای راه شیر دو فضا با طاق چهار بخشی واقع گردیده و وسط آن نیز دارای سقفی مشبک برای تهویه است . مخزن آب انبار گنجایش 1800 متر مکعب آب دارد و جنس دیواره های آن از شفته آهک به قطر 40/2 متر و دارای پلکانی مجزا جهت لایروبی است . پوشش مخزن دو تویزه آجری و سه طاق است . آب انبار از مسجد جامع به شماره 2080 در فهرست اثار ملی به ثبت رسیده است .

آب انبار حکیم :

این آب انبار در خیابان سپه (شهدا) ، انتهای بازارچه سپه واقع گردیده و بانی ان حاج میرزا آقای حکیم است . کتیبه آن تاریخ 1244 را دارد . آب انبار حکیم دارای سردری زیبا با رسمی بندی است و در جلوی آن درخت تنومندی قرار دارد . راه شیر آب انبار دارای دو فضای شروع و انتهای است . فضای شروع آن دارای کاربندی با دو سکو در طرفین و مجموعا دارای 35 پله سنگی است . مخزن آب انبار از شفته آهک با روکش ساروج ساخته شده و طاق آن به صورت آهنگ و آجری است . گنجایش مخزن این آب انبار حدود 900 متر مکعب است . در مقابل سر در این آب انبار سقا خانه ای احداث گردیده که نام حکیم بر خود داشته و با آب انبار در یک زمان ساخته شده است . آب انبار و سقاخانه تحت شماره 1336 به سال 1355 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است .

مسجد النبی (مسجد شاه) :

مسجد النبی یکی از بزرگترین و وسیعترین و با شکوه ترین مساجد ایران می باشد . مساحت این مسجد به 1400 متر مربع می رسد به گفته ای بنیان مسجد در دوره صفویه بوده که پس از تخریب مجددا در زمان قاجار به فرمان فتحعلیشاه تجدید بنا گردید . این مسجد از نوع مساجد چهار ایوانی بوده که هر ایوان با 2 گوشواره در طرفین به رواقهای 8 گانه مسجد می پیوندد .

مسجد دارای 3 ورودی است که به هر یک به تناسب اهمیت سر دری قرار گرفته است و ورودی اصلی ان در ضلع شمالی بوده که دارای سردری با شکوه بوده و پیش خان منتهی به خیابان امام (شاه) را پس از گذشتن از هشتی به صحن حیاط مرتبط می سازد . این سردر دارای تزئینات کاشی کاری و مقرس می باشد . دو سر دیگر در ضلع شرقی و غربی قرار گرفته و این بنا را به بازار و سرای سعد السلطنه متصل می سازد . سردر شمالی دارای کتیبه ای است که از کاشی لاجوردی به خط نستعلیق ممتاز به تاریخ 1202 هـ ق که به ایوان می پیوندد . هر ایوان کتیبه ای از کاشی لاجوردی در خط نسخ دارد . کتیبه ایوان شرقی و غربی سوره نباء می باشد و ایوان شمالی و جنبی سوره انسان است و در قسمت کتیبه ایوان جنوبی در اخر کتیبه نوشته شده ((به معماری استاد میرزای شیرازی)) و عمل استاد اسماعیل کاشی پز 1220 ـ صحن وسیع مسجد ابعادی در حدود 98 × 78 متر داشته و حوض برگی ر وسط آن قرار دارد این صحن از سمت شمال و جنوب به شبستان و از سمت شرق و غرب به رواق محدود می گردد .

شبستان ها و طاقها و ایوانها تماما کار بندی و پوشیده شده و دارای کاشی کاری سبک قاجار است و تنها سر در شمالی و غربی دارای مقرنس گچی می باشد . هر یک از رواقهای شمالی و جنوبی دارای 4 طاقنما و شرقی و غربی دارای 9 طاقنماست و هر یک دارای ارسی های 3 چشمه می باشند که مشرف به حیاط مسجد می باشد البته طی چند ساله گذشته ارسی ها از بین رفته تنها قسمت کمی از آنها باقی مانده و بقیه یا عوض شده و یا جا به جایی آنها درهای معمولی کار گذاشته اند .

در قسمت جنوبی و شمالی که شبستان وجود دارد . شبستان شمالی : هر شبستان 28 طاق دارد و هر طاق و ورودی 18 سشتون استوار قرار دارد که ضخامت هر ستون نیز به 25/2 متر می رسد .

گنبد عظیم به دهانه 14 متر و ارتفاع 83/20 متر در پشت ایوان جنوبی قرار گرفته و از هر دو سو به شبستان وسیع منتهی می گردد .

اندازه مقصوره : m 210 = 14 × 15

ایوان گنبد : 7 × 12 = 84 متر

قطر دخانه گنبد : 15 متر و نبد دو پوسته است .

ارتفاع تیزه داخلی تا کف 83/20 متر

ضخامت بدنه گنبد : 70/1 متر

 

 

 

 

 

 

مسجد جامع عتیق :

طرح معماری مساجد :

3 نوع اصلی بوده : یکی طراح ((کلاه فرنگی)) که گنبدی بر فراز اطاقی چهار گوش بنا می کرده اند و طرح ((ایوان باز)) که طاقی شبیه طاق کسری داشته و ((حیاط باز)) که محاط در رواقها بوده و سرانجام با ادغام این سه طرح ترکیبی نو پدید امده است .

قزوین آخرین سر حد قوای اسلام بوده و شهری که با آغوش باز اسلام عزیز را پذیرفته و آتشکده های خود را به مسجد مبدل کرده است . هنگامی که حضرت علی (ع) به جنگ نهروان شتافت چهار هزار رزمنده را به فرماندهی ((ربیع بن خثیم ثوری)) به جنگ ((دیلم)) فرستاد . ربیع مسجدی در قزوین بنا نهاد که متحملا در همین مکان فعلی ((مسجد جامع)) بوده باشد . ((مسجد ثور)) شهرت به سزایی داشته است و در زمان ((عبدالمک مروان)) آتشکده دیگری به نام ((مسجد ثوب)) تبدیل شد (730 ـ 860 هـ) و در حفاری های زیر مقصوره ((خمار تاشی)) اثار مربوط به دوران ساسانی کشف شده است که شاید آتشکده و همان ((مسجد ثوب)) باشد . این دو از مساجدی است که از قرن اول اسلامی به کا رسیده است . با گذشت زمان و گسترش اسلام پی در پی از شمار بت خانه ها کاسته شود و به مساجد افزوده می شد . مسجد جامع نشانگر بهترین سبک معماری دوره های سلجوقی و صفوی است . گفته می شود مسجد در قرن 7 هجری درهای متعددب داشته است . پس از حمله مغول تا دوره صوفی اطلاعی در دست نیست اما هم اکنون 2 در دارد یکی در شرق و دیگری در شمال غربی است .

حیاط مسجد به شکل مربع مستطیل است و طول آن شرقی ـ غربی است . مساحت ان بیش از 4000 مترمربع است . در چهار جهت آن چهار ایوان بلند قرار دارد که ایوان جنوبی آن بلند تر از ایوانهای دیگر است . در 2 سوی ایوان شمالی 2 مناره دارد که در دو سوی هر ایوان دو رواق طولانی ساخته شده که هر رواق به نام امام جماعت که سالها در آنحا نماز گزارده معروف است . رواقهای شرقی از همه باریکتر و رواقهای جنوبی از رواقهای دیگر پهن تر و بزرگترند همه اجزای ساختمان مسجد از کف حیاط و دیوارها و پشت بام ها با آجر ساخته شده اند . در وسط حیاط حوش بزرگی قرار دارد .

قدیمیترین بنایی که امروزه در مجموعه ساختمان مسجد جامع باقی مانده بنای کوچک گنبد داری است که به دهلیز در شرقی مسجد راه دارد متعلق به قرن 2 هجری است . این بنا از خشتهای بزرگ خام و گل ساخته شده  و طاق هارونی یا مقصوره کهن نامیده می شود . اصل بنای این طاق را به دوره پیش از اسلام نسبت می دهند و چنین گفته می شود که به دستور هارون الرشید در سال 192 هـ . ق شالوده این مسجد بر یک اتشکده دوره ساسانی بنا نهاده شده است . طاق هارونی نمونه مساجد اولیه است و بسیار ساده می باشد . در اواخر قرن چهارم هجری فخر الدوله دیلمی شروع به کشیدن دیوار دور مسجد نمود ولی نا تمام ماند و چون آسیل دیده بود به کمک ابو احمد کسائی و ساوه منادی تعمیر و تجدید بنا شد .

ر سال 373 هـ . ق ((صاحب بن عماد)) وزیر ((فخر الدوله دیلمی)) کتابخانه و مدرسه ای در نزدیکی آن ساخت که مرکز فرهنگی آن روزگار بوده است .

دومین بخش بنای مسجد را از لحاظ تاریخ و زمان ساختمان بنای گنبد آجری دو پوسته دوره سلجوقی و شبستان بی مانند آن در سمت غرب و جنوب طاق هارونی است که در شمار یک از شاهکارهای هنری مکتب معماری اوایل قرن ششم هجری است . این شبستان را مقصوره خمار تاشی گویند و امر خمار تاش بن عبدالله عمادی حاکم قزوین در زمان ملکشاه سلجوقی ساختمان آن را در سال 500 هجری قمری آغاز کرده و به سال 509 هجری قمری آن را به پایان رسانیده است . این مقصوره که به طاق جعفری نیز شهرت دارد بر روی بنای متعلق به پیش ا اسلام بنا شده و مرعی شکل و هر ضلع آن 15 متر است . بر فراز مقصوره خمار تاشی گنبد عظیمی قرار دارد . محرابی از سنگ مرمر صیقلی شده که در وسط دیواره جنوبی مقصوره است قرار دارد و منبری سنگی با کاشیهای رنگارنگ .

 

 

 

 

 

در این مقصوره کتیبه های نفیس که با منتهای ظرافت گچبری شده است .

 

کتیبه اول : در هشت ضلع گنبد و به خط ثلث که نام سازنده و مدت ساخت مقصوره

کتیبه دوم : به خط کوفی مربوط به وقف قراء و مزارع و باغات و قنات خمار تاشی که برای مسجد است .

کتیبه سوم : به خط کوفی مار پیچ مشتمل بر سوره بقره تا آخر .

کتیبه چهارم : به خط نسخ ثلث موقوفات خمار تاشی

کتیبه پنجم : به خط نسخ کوفی و قفنامه و شرح تقسیم آب قنات خمار تاشی می باشد .

امر خمار تاش در غرب مقصوره شبستانی بنا نهاده که به آتشکده معروف از در سمت جنوب غربی نیز شبستانی بنا نهاد که ملک مظفر آلب ارغو حاکم خلیفه عباسی در سال 548 هـ . ق ساخته است .

در سال 617 مغولان به قزوین حمله ور شوند و این مسجد را به آتش کشیدند مسجد تا قبل از صفویه شامل طاق هارونی مقصوره و شبستان خمار تاشی و شبستان آلب ارغو بوده است .

ایوان جنوبی و صفه بندی که در جلو شبستان گنبد که سلجوقی جای دارند (ایوان جنوبی) در دوره صفویه و در سال 1065 هـ . ق ساخته شده اند و به بنای سلجوقی متصل گردیده اند . این ایوان را در زمان سلطنت شاه عباس دو م ساخته شده به وسیله ساختمان یک نیم گنبد سلجوقی در پوسته است به شبستان چسبیده و با آن چفت و بست شده است .

در راهروی این ایوان که به مقصوره اتصال می یابد در ستون عظیم قرار دارد که بر هر یک لوحه هایی از سنگ و مرمر نصب گردیده است . لوح سمت راست به فرمان شاه سلیمان صفوی در سال 1081 هـ . ق عوارض قپانداری در دارالسلطنه قزوین ممنوع می شود حک شده و سمت چپ به امر فتحعلی شاه در سال 1238 هجری تحمیلات دیوانی برداشته می شود ایوان جنوبی (شاه عباس دوم 1051 ـ 1052 هـ . ق) ایوانی است پنج ضلعی و 2 طبقه 22 متر ارتفاع و 5/13 متر عرض دارد . کاشی های هفت رنگ در داخل ایوان سطح پایه های طاق رویی را تا محل پا طاق تزئین نموده است . سه چشمه ورودی به مقصوره خمار تاشی دارد و در بالا سه حجره (شاه نشین) و 2 غلام گرشی بر پیشانی طبقه دوم و زیر طاق آفتابی ایوان دور تا دور کتیبه ای به خط ثلث بزرگ طلایی بر روی کاشی لاجوردی سوره مباکه جمعه از سمت راست شروع می شود . قدیمیترین کتیبه ایوان بین طبقه اول و دوم به خط نستعلیق لاجوردی بر روی کاشی خشتی سال 1069 و کار شریف کاشی پز است .

ایوان غربی : متعلق به زمان شاه سلیمان صفوی (1081 هـ . ق) می باشد به رواقهای اطراف راه می یابد .

ایوان شرقی : به طاق هارونی معروف استا که در سال 192 هت . ق توسط هارون الرشید ساخته شد که قدمت آن به 1200 سال می رسد و گفته شده که این ایوان در سال 1312 ـ 1313 هـ . ق توسط باقر خان سعد السلطنه دوباره از نو ساخته شده که البته روکاری بنا انجام نشده است .

ایوان شمالی : این ایوان با دو مناره کاشیکاری مربوط به زمان شاه طهماسب صفوی است با عرض 5/10 متر و ارتفاع مناره ها 26 متر می باشد . این مناره ها (کاشیها) بارها ریخته و مرمت شده اند در این مناره ها افزون بر زیبایی و شکوه خاص آنها فن اوری پیچیده ای به کار رفته است که مانند منارجنبان اصفهان (هر یک از انها را می توان به حرکت درآورد).

این مسجد بنا به نوشته التدوین در قرن هفتم درهای متعددی داشته ولی اکنون تنها 2 در باقی مانده در شمال غربی در سال 1272 که به محله دماغان می پیوندد و در قسمت بالای سر در کتیبه ای به خط نسخ نوشته شده است . در سرقی که پس از عبور از راهرویی به عرض 10 متر به یک هشتی بزرگ و سر در دیگری به خیابان سپه می رسد در سال 1074 هـ . ق یعنی تقریبا دوره شاه عباس دوم بنا شده پس از 117 سال یعنی در سال 1191 محمد صادق خان نامی از مردم قزوین به تجدید بنا پرداخت و کتیبه ای بر آن نهاد 60 سال بعد شاهزاده علی نقی میرزای رکن الدوله پسر فتحعلی شاه در سال 1251 هـ . ق دو باره آن را مرمت کرد .

آخرین مرمت را حاج مهدی معمار  سر در و هشتی آن را آجر تراش به صورت مجللی بنا کرد و یک رباعی بر کاشی آن منقوش است که این یت آن معنای خاصی دارد .

این مسجد جامع که بود در قزوین               الحق نبود قرینه اش روی زمین

در وسط صحن مسجد حوض بزرگی قرار دارد و بین حوض و ایوان شرقی آبخوره ای است که قنات خمار تاشی از آن می گذشته است ضمنا در قسمت شمال و شمال شرقی و شمال غربی و جنوب مسجد نیز حیاطهای دیگری وجود دارد .

مسجد جامع قزوین به مناسبت دارا بودن طاق هارونی از گنجینه آثار تاریخی مسجد جامع اصفهان قدیمی تر است .

در بزرگ شرقی در سال 1328 شمسی ابو تراب مایلی متولی مسجد تعمیر نمود .

مقصوره : حصاری جداگانه و معمولا مربع شکل است که درون مسجد و نزدیک محراب قرار دارد . دیوارهایش می تواند بنایی شده باشند اما شبکه کاری با چوب یا فلز محلی بوده برای حضرت حاکم یا فرمانروا در مسجد و تمجیدی آشکار از مقام حاکم بود .

مقصوره جزئی غیر مذهبی در مساجد اولیه اسلامی و ارتباطی نزدیک و جلال و سلطنتی تشریفاتی دارد . از قرن پنجم به بعد مقصوره به شکل یک اتاق بزرگ گنبدی که به محراب مسجد می پیوست رو به فزونی نهاد که یک چنین مقصوره ای را می توان در

 

کلیسهای قزوین :

قزوین در دوران مختلف شاید حضور اقوام و ملتها و ادیان مختلف بوده زمان حضور مسیحیان را در بخشهای مرکزی ایران باید در زمان صفویه جستجو کنیم یکی از بخشهایی که بین ایران و عثمانی دست به دست می شده بخشهای مسیحی نشین شمال آذربایجان و ارمنستان بوده . عثمانیها به خاطر تعلقات مذهبی نسبت به مسیحیان و ارامنه و مسیحیان ارتودوکس بر خورد خشن داشتند .

شاهان صفوی آرام آرام آنها را به شهرهای امن هدایت کردند . شاه طهماسب بخشی از مسیحیان را به روستاهای اطراف از جمله طارم سفلی (منطقه سیردان) و خرقان غربی (منطقه روستاهای حصار) هدایت کرد . بعدها شرایط سیاسی تغییر می کند و قدرت شاه در مقابل افراد بیشتر می شود و مسیحیان را به سمت جلفا فرستاده و در آنجا ساکن می شوند . و اما قدیمیترین عبادتگاه مسیحیان در قزوین کلیسای ارامنه رافیع و یا رفیع است که در کنار آن مدرسه ارامنه رفیع هم قرار دارد .

که در حال حاضر خوابگاه دانشجویان ارامنه دانشگاههای قزوین است . که گزارش جهانگردی مثل شوالیه شارون از استقرار گروههای مختلف مسیحیان از جمله ارامنه در قزوین در بعضی نقاط روستایی پیرامون آن حکایت می کند که پیشینه آن به نخستین سالهای قرن 17 میلادی می رسد . آنها دارای گورستان جداگانه و نمازخانه و کلیسای مخصوص به خود بوده اند و با آزادی در کنار مسلمانان زندگی می کردند . ارامنه قزوین از سالهای پایانی قرن 19 میلادی از هیات مدیره کلیسا و دبستان جداگانه ای برخوردار بوده اند .

به دنبال حضور ارامنه در قزوین و کوچک بودن کلیسای قبلی در سال 1315 شمسی با تلاش کشیش هارویتون در پیشرویان در زمین موقوفه ای توسط هوانس بارسقیان ساخته شده و دارای نمازخانه ، سالن اجتماعات و یک مدرسه است .

ساختمان کلیسا بنایی آجری است که طراحی مبتنی بر مجموعه های چلیسایی دارد که اگر پلان بنا را نگاه کنیم شکل یک صلیب را دارد .

علاوه بر مراسم عمومی مربوطه به ارامنه این کلیسا هر ساله میزبان آیین مخصوص ارتحال و معراج حضرت مریم است که همزمان با عید تبرک انگور در ماه آگوست (مرداد ماه) برگزار می شود و انجمن های فرهنگی ارامنه به زیارت این کلیسا میایند  که در این روز ابتدا مراسم  باداراک و یا آیین رسمی کلیسایی به مناسبت جشن تحول حضرت مریم انجام می شود سپس آیاتی از انجیل تلاوت می کند و سرودهای خاص درباره اعطای مواهب الهی به بشر خوانده می شود و پس از آن انگور تبرک شده در میان مردم توزیع می شود . این کلیسا در خیابان طالقانی قرار گرفته است .

 

 

 

 

 

 

 

 

اینکه محراب سمت مشرق است به این دلیل است که خورشید از سمت شرق طلوع می کند و یک ارزش خاصی برایشان داشته .

علت اینکه کلیسای کانتور کوچک است چون مقدار کمی در قزوین بوده اند و ایستاده نماز می خوانند (فقط ارتوکسها)

پنجره ها و نمای داخلی نعلی شکل است . آجرهای اینجا اخرایی یا غزاقی است که سبک معماری روسهای ارتروکس است . دو تا کمد چوبی است که به آن دولایچه می گویند .

 

کلیسای کانتور یا برج ناقوس :

در محوطه نسبتا وسیعی که به خیابان دارایی ، خیام و بوعلی محدود می شده در اواخر دوره قاجار در اختیار اتباع دولت روسیه قرار داشت این کلیسا در داخل محوطه کانتور توسط شرکت راه سازی روسها پیش از جنگ جهانی اول بنا شده است . بعد از جنگ جهانی اول عمارتهای محوطه کانتور در اختیار ادارات راه و دارایی و فرهنگ و ثبت احوال قرار گرفت .

در زمان اشغال ایران به دست روسها در سال 1320 روسها در قزوین نیروهای خود را مستقر کردند و محوطه کانتور که جز الحاقی شهر قزوین بود در آنجا بنا هایی را برای خود احداث کردند. ساختمان از لحاظ معماری چندان مناسب نیست که شامل پیش فضای ورودی با سقف شیبدار است که سقف آن چوبی است که در دو طرف در ورودی آن صلیبهایی گچ بری شده و ظرافت گچ بری ایرانی را ندارد .

این کلیسا ، کلیسای ا رتدوکسهاست و با کلیسای ارامنه فرق دارد و صلیب آنها دو طبقه است که یک خط کج نیز دارد . بعد از این قسمت وارد پیش فضای هال می شویم که برج ناقوس در بالای آن قرار دارد که ارتفاع آن از کف 11 متر است . بعد از قسمت این قسمت هال است که شامل نماز خانه و محراب است که محراب آن رو به شرق می باشد مانند تمام کلیساهای دیگر و در قسمت نمازخانه و قسمت مستطیل شکل وجود دارد که گوشه های صلیب را تشکیل می دهند که پلان اصلی این کلیسا شبیه به صلیب می باشد .

این کلیسا در داخل تزئینات خوبی ندارد و بسیار ساده است . در قسمت نمای بیرونی هم تزئینات ساده حلزونی است . در ستونهای بیونی بنا هم این تزئینات را می بینیم . قدیمیترین عبادتگاهی که در ایران داشتیم همان کلیسای رافیع است که به آن رفیع می گویند که نام یکی از قدیسین  ارمنستان بوده زمانی که تهران پایتخت شد ارامنه آرام آرام به تهران منتقل شدند قزوین هم در سالهای 54 ـ 55 ، 25 تا 40 خانوار ارمنی داشته که حالا تعداد آنها فقط در حدود 2 تا 3 خانوار است .

روسها جزء متعصب ترین مسیحیان هستند و در زمان جنگ جهانی دوم وقتی در این منطقه مستقر شدند نه جایی مثل سالن نمایش که حالا به ساختمان شهرداری تبدیل شده را ساختند و منبع آب این کلیسا و ساختمانی که در پشت این لوله است برای کارهای اداری خود بنا کردند . در بین روسها هیچ خانواده ای نمی توان یافت که رقص باله بلد نباشد به این منظور سالن نمایش بنا کردند 

قبری که در حیاط کلیسا با سنگ سیاه وجود دارد قبر یکی ازمهندسین روسی است وسنگ قبر دیگر متعلق به خلبان روسی است که در زمان جنگ جهانی دوم هواپیمای ان سقوط کرد و در زمان قبل از انقلاب ایران با شوروی اختلاف داشتند هواپیماهای روسی در روزهای 22 و 23 ماه شهریور به ایران می آمدند و برای احترام این خلبانان از روی قزوین در فاصله خیلی زیاد که رد گیری نشوند عبور می کردند و گلباران
می کردند .

 

مسجد مدرسه صالحیه :

این مسجد در خیابان مولوی است و بانی ان مرحوم حاج ملا صالح برغانی یکی از مشاهیر و مولفین قرن 14 است (1362 هـ . ق)

ساختمان مسجد آجری و حیاط مدرسه از کف مسجد و خیابان کودتر و حجره هایی در دو طبقه برای استفاده طلاب ساخته شده است . همانطور که گفته شد ساختمان مسجد را با آجر و سقف آن را با طاقهای آجری پوشانیده و سفید کرده اند مجموعه صالحیه یک در از کوچه غربی و یک در از کوچه شمالی کنار خود دارد .

در شرقی بنا هم به مسجد و هم به مدرسه راه دارد . در جانب شمال به جز در دوروی درهای بزرگی با نرده های آهنی وجود دارد . در طرف جنوب بنا ارسی هایی تعبیه شده است که به حیاط مدرسه گشوده می شوند . راهروی مدرسه به خارج در گوشه شمال شرقی حیاط است که با پیخ مختصری به هشتی بزرگی منتهی می شود و از سمت شمال به وسیله پلکان به در ورودی مسجد متصل می گردد در بزرگ مدرسه در جانب شرق آن است که در کناره غربی خیابان مولوی واقع شده و بالای سر در آن تزئدینات از کاشی دارد .

اشعاری به خط نستعلیق زیبا و به رنگ کاشی های لاجوردی سر در کتیبه شده که برخی ابیات آن افتاده است . در این مدرسه ((سید جمال ادین اسد آبادی)) سه سال به آموختن فلسفه از ملا اقا حکمی قزوینی پرداخته و در آنجا ساکن بوده است .

بنای سر در عالی قاپو در ابتدای خیابان سپه اولین خیابان طراحی شده ایران قرار گرفته و وردی اصلی به دولتخانه دوران صفویه بوده است . این سر در ابتدا در دوره سلطنت شاه طهماسب ساخته شده و سپس در زمان سلطنت شاه عباس اول به صورت کنونی تغییر شکل یافته است . بنای سر در شامل ایوان رفیع ورودی با ارتفاع 17 متر بوده که دارای قوس تیزه دار بوده و در طرفین آن سه ردیف طاق نما قرار گرفته است . گوشورهایی در دو طبقه با ستون نماهای آجری نمای سر در را تکمیل نموده اند .

داخل ایونا دارای سکو و آزاره سنگی است و بقیه قسمتهای ایوان با گچ سفید شده است . دو فیلپوش ایوان که نیم گنبد بر روی آنها مستقر شده نمایان بوده و این نظریه را تقویت می کند که سر در قبلا دارای مقرنس کری بوده است کتیبه و شباک کاشی تنها تزئینات باقی مانده در ایوان ورودی بوده که کتیبه به خط ثلث و به قلم علیرضا عباسی نقاش و خطاط معروف صفویه نگاشته شده و بسیار نفیس است . لچکی های ایوان نیز دارای کاشی کاری معرق با طرح گره بندی می باشد . هشتی متصل به ایوان ورودی دارای پلان هشت نگینی است که در طرفیت محور ورودی اتاقهای نگهبانی واقع شده اند . سقف هشتی مرتفع و دارای کاربندی و کاشی کاری می باشد . پلکانهایی در هشتی واقع شده اند که را به اشکوب بالا جایگاه کوفتن نقاره می برند . نمای داخلی بنا بسیار ساده و به نظر می رسد که تزئینات و بخشهایی از آن از بین رفته است بنای سر در عالی قاپو که از زیباترین بناهای دوره صفویه به شمار می رود تحت شماره 213 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است .

عالی قاپو :   

از بین 7 در وردی به ارگ سلطنتی صفویان (چهلستون) تنها در اصلی جنوبی که به خیابان و میدان شاه باز می شود و عالی قاپو نام داشته به یادگار مانده است . این بنا نخست در دوره شاه طهماسب صفوی ساخته شده و در زمان شاه عباس اول به صورت کنونی تغییر شکل یافته است .

در عالی قاپو رو به قبله است و مشرف به خیابان سپه بوده که پیشانی این سر در رفیع که 17 متر ارتفاع و قوسی تیز دار دارد کتیبه ای با کاشی معرق به خط ثلث جلی از علیرضا عباسی (خوشنویس دوره صفویه) جلوه گر است که بر فراز آن پنجره مشبک بزرگی از کاشی قرار گرفته است .

به این پنجره مشبک شباک گفته می شود یعنی پنجره های مشبک که از دو طرف با گچ بری سفید با گچ بری کاشی کاری وجود دارد .

در جلوی در ، در دو طرف آن دو سکوی پهن که طول آنها از شمال به جنوب است با سنگ ساخته اند .

 

 

 

کاخ چهلستون :

کاخ چهلستون یکی از زیباترین و ارزشمندترین بناهای تارخی شهر قزوین در دوره صفویه است .

عمارت چهلستون یا کلاه فرنگی که در وسط باغ بزرگی قرار دارد و تنها باقی مانده از مجموعه کاخ های سلطنتی روزگار شاه طهماسب است .

شاه طهماسب صفوی در سال 951 هـ . ق بدلیل تهاجمات و حملات ترکان عثمانی تصمیم به انتقال پایتخت از تبریز به قزوین گرفت در همین سال بود که شاه اراضی موسوم به زنگی اباد را از میرزا شرف جهان یکی از بزرگان و معتمدان شهر خریداری کرده و سپس معماران برگزیده کشور را فرا خوانده و فرمان داد تا باغی به شکل مربع بسازند و در میان آن عمارتهای عالی ، تالار ، ایوانها و حوضهای زیبا بنا کنند . بنای ساختمانی 8 ضلعی به مساحت تقریبی 500 مترمربع است که براساس نقشه یک معمار ترک در دو طبقه ساخته شده و دارای تالارها و اتاقهای کوچکی در هر طبقه است . دیوارهای داخلی بنا مزین به نقاشی و دیوار نگاره های منحصر به فرد بوده که وجود سه لایه دیوار نگاره حاکی از گذشته ادوار مختلف تاریخی بر آن است . 

تالار بزرگ طبقه دوم با راسی های 5 چشمه ای در چهار جهت اصلی به محوطه غلام گردشی بالای می پیوندد که دارای سقف باندی است .

در طبقه پایین رواقی با ستونهای آجری و قوسهای نیم دایره ای بنا شده و بر بالای آن ایوانی با ستونهای چوبی استوار گردیده است . نقشه بنا دارای طرحی با محورهای طلیبی و برون گر است سقف طبقه همکف پوشیده از مقرنس با طرحهای بدیع و سقف فوقانی خنچه پوش می باشد .

عمارت کلاه فرنگی به همراه سر در عالی قاپو تنها بنهای باقی مانده از باغ صفوی است که این بنا در دوره قاجاریه توسط سعد السلطنه فرماندار وقت قزوین مرمت و بازسازی شده و به چهل ستون نام گرفت . از این بنا هم اکنون به عنوان گنجینه (موزه) خوشنویسی استفاده می شود . گفته اند بنای هشت بهشت اصفهان با گرته برداری از این اثر ساخته شده است .

 ((1304 به خیابان سپه تغیر نام می دهد از نام خیابان))

تمام عمارتهایی که در اصفهان هست نمونه کوچکتر آن در قزوین بوده . آب قنات اقبال این حوضهای داخل حیاط چهلستون را پر می کرده .

                                                                                                                                                          گراند هتل :   

در سال 1299 شمسی یا 1300 شخصی به نام ارباب برزو پارسا شاهی که بعد نام خود را به مهر شاهی تغییر داده این هتل را پایه گذاری کرد . این هتل از سمت حیاط سه طبقه و از سمت خیابان دو طبقه است .کل مجموعه گراند هتل قبلا جزء مجموعه ایوان نادری (دوران صفویه) بوده است که بعد از تخریب مهر شاهی آن را ساخته است .

کل مجموعه 3000 مترمربع است همراه با سینما و باغ و هتل مساحت داشته است . جزء اولین هتل های ایران محسوب می شود و هتلی بوده که رضا شاه با انگلیسی ها (ایرون ساید و سید ضیاء الدین) طرح انقراض سلسله قاجاریه را در این هتل پایه ریزی می کنند و در واقع کودتای سوم اسفند در این هتل شکل گرفته است .

طبقه پایین یا همکف سالن غذا خوری بوده و طبقه بالا دو تا دو اتاق بوده است بخشی از مدرسه محمد قزوینی هم جزء این مجموعه است . سینمای این هتل یکبار در سال 1320 هـ . ش آتش می گیرد و مجددا بازسازی می شود و بعد دوباره در سال 55 ـ 1354 آتش می گیرد ولی دیگر باز سازی نشده و مخروبه می شود .

طبقه پایین یا زیر زمین انا ق انتظار و آشپزخانه بوده این هتل تزئینات خاصی ندارد فقط گچ بری و تزئینات چوبی سقف هاست .

قدیمیترین مهمانخانه قزوین مهمان خانه ای بوده که روبروی مسجد جامع بود که در زمان ناصر الدین شاه ساخته شده بود و توسط باقر خان سعد السلطنه در سال 1272 هـ . ق روبروی ایوان شرقی مسجد جامع سمت جنوب خیابان سپه کنار بازارچه سپه که جزء قدیمی ترین مهمانخانه های ایران بوده و به مهمان خانه خیابان یا قدیم هم معروف بوده است . که بعدها که اداره پست (چاپارخانه) ساخته می شود این هتل یا مهمانخانه در داخل طرح خیابان قرار می گیرد و تخریب می شود که بعد گراند هتل ساخته می شود . البته تاریخ ساخت گراند هتل به قبل از سال 1299 شمسی می رسد زیرا در این تاریخ کودتای سیاه در این هتل امضاء می شود .

امامزاده حسین (ع) :

ضریح نخستین امامزاده حسین (ع) از چوب ساده است و 600 سال بعد ضریحی زیبا و نفیس به دست فخر الدین حسن زرند به تاریخ 806 هـ . ق با کتیبه ای مربوط به نسب صاحب مزار و تاریخ مرگ وی در آن محل نصب می شود . عمارتی که در حال حاضر در زمان سلطنت شاه طهماسب صفوی به سال 967 هـ . ق ساخته شده است .

تاریخ و شرح بنای آرامگاه امامزاده حسین :

هنگامی که در شهریور 1320 ش ، ضریح آرامگاه فرو می ریزد . سردابهایی که پوشش آنها چوبی و پوسیده بوده است نمایان می شود و زمانی که ((علی اکبر آقا)) فرزند (حاج رحیم آقا قزوینی ) ، (صاحب کارخانه پارچه بافی در قزوین) فرو ریخته ها را بر می چیند در عمق 16 متری به دهلیزی به طول 12 متر و عرض 2 متر وارد می شود که در آن گور کوچکی در سطح زمین با جدار و ازاره ای از سنگ مرمر و پوشیده از گچ بریهای مفصلی به خط کوفی ظاهر می گردد .

ضریح نخستین فرار از چوب ساده است و در سال 1035 به دست ((ابوتراب)) ساخته شده است . ولی ضریح زیبا ، نادر و نفیس دوم که از شاهکارهای صنعت قلم زنی و منبت کاری است با طرح ((گره مجوف)) در ابعاد 2 متر در درازا و پهنا و بلندی به دست فخر الدین حسن زرندی در سال 806 هجری ساخته شده است .

به همینی دلیل احتمال می رود بنای حرم و صحن آن نیز متناسب با صندوق روی فرار و هم سنگ آن بوده باشد اما تا دو قرن بعد (تا قرن دهم مقارن با سلطنت شاه طهماسب صفوی) اقدامی برای مرمت صورت نگرفته بوده است . احتمال آنست که سلطان الجاتیو ، شاه خدا بنده و پسرش سلطان ابو سعید بهادر خان و پادشاهان یا امرا و توانگران شهر به ساخت یا تعمیر آن در فاصله دوره چنگیزیان تا صفویه مبادرت ورزیده باشند اما بنای اصلی و کنونی آن مربوط به دوره سلطنت صفویان در قزوین می باشد .

صحن آرامگاه :

محوطه حیاط یا صحن با مساحتی در حدود 4100 مترمربع از سه طرف شمال و شرق و غرب مستوی الشکل و از سوی جنوب انحنای هلالی شکل دارد . دور تا دور صحن در سه جانب شرقی و غربی و جنوبی از داخل صحن با دیوارهایی به شکل طاق بنا شده است و کلیه 52 طاق نما و حجرات با آجر تراش ساخته و با کاشیهای رنگی تزئین شده اند . هر طاقنما 4 متر طول و 2 متر عرض دارد و کف آنها با قطعات بزرگ سنگ مرمر مفروش است . طاق نماهای شمالی در طرفین راهروهای ورودی دارای ده باب حجره بزرگ است این حجره ها دارای پنجره های چوبی به نام ارسی است که هر یک از آنها با آرامگاه خانواده ای اختصاص دارد .

در برابر درب بزرگ شمالی روبروی ایوان طاقنماهای بزگی است که از طرف شرق و غرب آن در راهرو به درازای سه متر و پهنای دو متر به دالان و درب ورودی متصل است طول داران 10 متر و عرض آن 6 متر است و زایرین را از درب ورودی اصلی بنا به صحن راهنمایی می کند . سقف دالان با آجرهای سبز و زرد و سیاه و در طرحی مارپیچی و بسیار زیبا تزئین شده است . در فاصله بین دالان و ایوان شمالی حوض آبی از جونس مرمر وجود دارد . کف حیاط صحن و ازاره های آن (عمارت اصلی و طاقنماها) تماما یا قطعات بزرگ سنگ مرمر مفروش است در شمال حوض وسط صحن و در برابر درب بزرگ شمالی سقاخانه عظیم و زیبایی در مقطع 8 ضلعی و هشت ستون با گنبدی مخروطی از آهن و شش وجهی جهت آبخوری زایرین بنا شده است . مساحت طاقنماهای دور تا دور صحن و حجره های ده گانه شمالی 979 مترمربع است . جلو خان هلالی شکل به درازای 18 متر و پهنای ده متر وجود دارد که ازاره و روسازی آن از سنگ مرمر است و کف جلو خان را با سنگ قلوه فرش کرده اند . خیابان باریکی از جلوخان رو به شمال کشیده شده است که به میدان سپه و دروازه تهران متصل می شود .

سر در شمالی آستانه شش ستون دارد که نوک هر یک از آنها دارای مناره کوتاهی است و با دو مناره کوتاه دیگری در انتهای دو ضلع دیوار شمالی که با کاشیهای خوش رنگ تزئین یافته است قسمت شمالی صحن را تکمیل می کنند .

دربهای ورودی آرامگاه امامزاده حسین (ع) بسیار رفیع و مجلل است هر لنگه عظیم آن دق الباب یا چکشی دارد که زیر هر یک از چکش ها کلمه یا مفتح الابواب را از فلز و با خط نسخ زیبایی کارگزارده اند . مساحت کل بنای آرامگاه 5810 متر مربع می باشد . 

در سلامگاه امامزاده حسین (ع) مسجد و مقبره ای است که با آجر ساخته شده و کم و بیش کاشی هم در تزئین آن به کار رفته است . در طرف شرقی مسجد مقبره ای است که در و پنجره آهنی بزرگی از آن به خیابان سلامگاه باز می شود در این مکان مرحوم حاج مولا محمد تقی برغانی (عموی قره العین) که در سال 1263 هجری قمری به دست پیروان بای مجروح و سپس شهید شد مدفون است . آرامگاه او را به نام مقبره ((شهید ثالث)) می شناسند .

عمارت اصلی :

عمارت اصلی آرامگاه امامزاده حسین (ع) با مساحتی در حدود 730 مترمربع در وسط محوطه بزرگی که صحن نامیده می شود قرار دارد . مقطع داخل حرم به شکل دوازده ضلعی است و در 4 طرف رواق بنا شده است که درب ورود به حرم از ایوان و رواق شمالی است . در جهات چهارگانه حرم چهار درب برگ و نفیس قرار دارد که مدخل و مخرج رواقهای چهارگانه است درب شمالی دو لنگه است و با ارتفاع 3 متر و عرض 2 متر و اندی و با دماغه ای به بلندی سه متر و قطر دوازده سانتیمتر از چوبی بسیار محکم و به طرز زیبایی و با شیوه ای گره ، منبت کاری شده است این درب نفیس در دوره شاه طهماسب صفوی با هزینه ای برابر با هیجده هزار تومان ساخته شده است .

درب جنوبی عمارت خاتمکاری است که بعضی از قسمتهای آن ریخته است و دربهای شرقی و غربی آن ساده است . درازاه های رواق شمالی ، ایوان ، کفش کن ها و کف آنها و نیزازره های خارج بنا سنگهای مرمر بزرگ و گرانقیمتی به کار رفته است که بعضی از قطعات آن بسیار نفیس می باشد . ازاره داخل حرم و محوطه زیر گنبد را با کاشی های گل و بوته ای برجسته ای زینت داده اند و کف حرم را با کاشی های کتانی مفروش کرده اند ایوانهای حرم و سطح داخلی گنبد آیینه کاری شده و سطح خارجی گنبد کاشی کاری است .

در ضلع شرقی یا رواق شرقی آرامگاه سه تن از متاخرین علمای قزوین قرار دارند که عبارت اند از : ((العالم ربانی سید محمد تقی ابن السید محمد باقر : 123 هـ . ق)) الفاضل صمدانی . محمد تقی ابن محمد لحسینی 1299 هـ . ق المحقق الذی لیس ثانی محمد بن الحاج سفیع 1239 ه . ق . آرامگاه یکی از پادشاهان صفویه به نام شاه اسماعیل دوم نیز در داخل حرم است .

در شمال این عمارت ایوان آئینه کاری بزرگی به درازای تقریبا 20 متر و پهنای 7 متر و بلندی 10 متر وجود دارد که در قسمت شمالی آن چهار ستون چوبی منقش به چشم می خورد در ذشته سقف ایوان نیز خوانچه پوش و نقاشی شده بود ولی اکنون به کلی ریخته است دیوار جنوبی ایوان تماما آئینه کاری است و پوشش سقف ایوان شیروانی می باشد در دو سوی شرقی و غربی ایوان دو کفش کن وسیع مردانه و زنانه بنا شده و به وسیله پله به کف حیاط متصل می شود . در بالای کفش کنها یعنی در اشکوب دوم دو شاه نشین وجود دارد که از شمال به حیاط و از شرق و غرب به ایوان مشرف است .

در دیوار جنوبی هر یک از کفش کنها پنجره ای از کاشی معرق با فنی قابل توجه به کار گذاشته شده است . در پشت کفش کنها دو حجره واقع است که درب آنها از طاق شمالی است .

کتیبه های آرامگاه امازاده حسین (ع) :

کتیبه ها بزرگترین و ارزشمندترین متونی هستند که تاریخ ساخت بنا ، تجدید بنا و مشخصات فرهنگی و هنری دوره ای از تاریخ یک مکان را معرفی می کنند در مجموعه آرامگاه امامزاده حسین (ع) مجموعا هشت کتیبه تاریخی وجود دارد که عبارتند از :

1ـ کتیبه ای به تاریخ به تاریخ 201 هـ . ق مربوط به نسب صاحب فراز تاریخ مرگ او در قسمت جنوبی ضریح

2ـ کتیبه ای به تاریخ 806 هـ . ق مربوط به نام بانی آن (حسن بن عماد بن جواد بن جوانمرد مشهور به فخر الدین زرندی) با محتوای شهادتین ، آیه الکرسی و قسمتی از سوره فتح در زیر کتیبه شرقی ضریح دوم .

3ـ کتیبه ای به تاریخ 967 هـ . ق در درب شمالی عمارت اصلی به دستور شاه طهمسب صفوی و اجرای اسدالدین درویش عمر طهرانی اصفهانی .

4ـ کتیبه ای به تاریخ 1035 هـ . ق در دور دریچه وسط ضریح اول فرار با نام بانی آن ابوتراب

5ـ کتیبه ای به تاریخ 1040 هـ . ق در سر درب ورودی به دستور زینت بیگم دختر شاه طهماسب در زمان سلطنت شاه صفی که در زمان حکمرانی حام قزوین سعد السلطنه (در سال 1313) وی ساختمان قبلی را کوبید و کتیبه زینت بیگم را در سردرب جنوبی قرار داد .

6ـ کتیبه ای به تاریخ 1131 هـ . ق در گرداگرد عمارت حرم با محتوای سوره دهر جمعه و شعر شیخ بهایی یا قوام الدین محمد صیفی حسنی قزوینی به خط ثلث طلایی در زمینه لاجوردی به دساور ناصرالدین شاه قاجار و اثر عالی اکبر کاشی پز در بالای سر در ورودی 12 بیت شعر به خط نستعلیق سفید در کاشی لاجوردی و گلدار و اثر علی اکبر کاشی پز .

8ـ کتیبه ای به تاریخ 1340 هـ . ق در پیشانی سقاخانه در وسط صحن به خط نستعلیق سفید در کاشی لاجوردی شامل 6 بیت شعر .

لازم به ذکر است که آئینه کاریهای ایوانهای حرم و سطح داخل گنبد در سال 1293 هـ . ق به وسیله حاج محمد باقر امینی آئینه کاری شده است و دختر مرحوم محمد قلی خان خلعتبری (امبر انتصار) در سال 1312 هجری شمسی تجدید آئینه کاری ایوان را انجام داده است .

حاجی محمد علی آقا امینه کاشیکاری گنبد را در سال 1318 هـ . ق انجام داده است .

علی اکبر آقا فرزند حاجی رحیم آقای قزوینی (صاحب کارخانه پارچه بافی) سردابه حرم کف ضریح و قسمتی از دیوارها را در 1320 هـ . ش مرمت کرده است . اکبر ساربان مرمت قسمتهای شرقی را بین سالهای 1322 تا 1325 و اداره باستان شاسی بدنه و طاقهای سه ضلع جنوبی را بین سالهای 1325 تا 1327 به عهده داشته است .

 

 

 

 

میمون قلعه :

بنایی است مربع شکل به ابعاد تقریبی 70 × 70 متر از خشتهای مربع 30 × 30  سانتیمتر و ملاط شفته (آجرها هنوز در قسمت بالا مشخص است) . در جنوب شهر قزوین قلعه ای است در دو طبقه با دهلیزهای عمود بر هم و اتاقهای جانبی وجود دارد .

طبقه دوم از تالارهای چلیپایی (سالن شبیه صلیب) با طول و عرض 12 × 12 در 4 گز ارتفاع داشته و در اطراف آن تالار ، اتاقهایی با مساحتهای مختلف قرار داشته است . گذشت زمان پوشش این طبقه را از بین برده است . اما برخی قراین از وجود گنبدی بر فراز فضای مرکزی حکایت می کند 

طبقه زیرین شامل راههای ارتباطی است که از شرق با سه راهرو به غرب تپه منتهی می گردد و راهرویی هم راه شمال و جنوی را به هم متصل می کند . دو طبقه با پلکانی مارپیچ به هم متصل شده اند . در قله مشخص نیست که کدام جهت بوده است . احتمال دارد از طرف شمال باشد .

قلعه 8 برج داشته با نمایی آجری و از وضع آن استنباط می گردد که بنائی نظامی بوده است یا مقر فرماندهی بوده است . عده ای آن را مهمان قلعه خوانده و گروهی به ((میمون بین عون کاتب)) سردار موسی الهادی عباسی در قرن 2 نسبت می دهند . عده ای هم گفته اند که میمون قلعه شهر اولیه قزوین بوده است ولی نمی تواند صحت داشته باشد زیرا سفالینه هایی که در این مکان پیدا شده و تا دوره آل بویه بیشتر قدمت ندارد یعنی در حدود 800 ـ 900 سال پیش .

میمون عون کاتب :

او یک تن از اعرابی بود که در خراسان اقامت داشت و بعدها از ملوک شد و با اجازه خلیفه موسی الهادی به عنوان مرابط به قزوین آمد . (توقف در مرز برای جهاد) و به مدینه موسی دارد شد و در آنجا دو خانه ساخت و مقیم شد و رابط بود تا در گذشت .

حمدالله مستوفی و رافعی می نویسند که میمون قلعه به خاطر مرمت آن مشخص نیست که بانی آن چه کسی است .

 

 

 

 

 

 

دروازه ها :

شهر قزوین از دیرباز دارای دروازه های بیرونی و درونی بوده است . از این لحاظ در ایران کم نظیر است در نیمه قرن سوم هجری 7 دروازه امکان ورود به شهر را فراهم می ساخت . در دوره قاجار 9 دروازه گرداگرد قزوین وجود داشته که با حصار پیرامون شهر به همدیگر وصل می شده اند و عبارتند از :

1ـ پنبه ریسه ، 2ـ راه کوشک ، 3ـ شیخ آباد ، 4ـ رشت ، 5ـ مغولاواک ، 6ـ خندق بار ، 7ـ شهزاده حسین ، 8ـ مصلی ، 9ـ تهران .

اکنون از میان آن بناهای باشکوه دروازه تهران و راه کوشک باقی مانده است .

دروازه تهران بنایی آجری است که یک سر در اصلی با قوس تیزه دار و ارتفاع و عرض نسبتا زیاد دارد . در 2 روی آن درهایی کوتاه با طاق آهنگ نیم دایره ساخته اند که 8 گلدسته بر فراز آنها قرار گرفته است . نمای دروازه از 2 طرف دارای تزئینات اشیکاری بوده ورودی اصلی هم از کاسه بندی و سمی بندی نفیسی برخرودار ست . دروازه درب کوشک بر خلاف دروازه تهران تنها یک نما به سوی خارج شهر دارد و با طاق نما ها / رسمی بندی / کاشیکاری تزئین شده است و گذرگاه دروازه را که وسی نیم دایره و کلیل دارد در برگفته اند نقشهای متنوع کاشیکاری و گلدسته ها تو پر از ویژگیهای دیگر دروازه راه کوشک به شمار می ایند .

عمارت شهرداری :

توسط روسها به منظور بهره برداری اجتماعات هنری برای اتباعشان ساخته شده و دارای 6 ستون در ایوان جنوبی که در حد فاصل ستونها پایه های سنگی 4 کوشی تعبیه شده است که به جای گلدان استفاده می شود . این ستونهای استوانه ای سر ستونهایی تزئینی به شکل حلزون همراه با گل دارند و حامل سقف بنا هستند . 4 مناره کوتاه آجری به صورت مکعب در بالای پیشانی ساختمانی که تزئیناتی از گچ رو کار و آجر کاری یه سبک گره چینی داراست با طاق تزئینی همراه است .

در و پنجره های جنوبی شرقی و غربی ساختمان قابی تزئینی به شکل طاق باقوس و شیشه های رنگی دارد چند اتاق بزرگ و کوچک سالن تقریبا 200 متری با تزئینات گچبری مختصری در سقف از ویژگیهای دیگر این عمارت به شمار می رود .

   

سابقه تاریخی شستشو و حمام در ایران :

در زمان های قدیم آیین شستشو ، تطهیر و غسل در بین اقوام مختلف اهمیت زیادی داشته است این امر در ایران نیز از روزگاران کهن و از دو نظر مورد توجه همگان بوده است .

اول از جهت پاکی جسم و دیگر از نظر پاکی روان و بر اساس این تفکر وابستگی پاکی جسم و روان به یکدیگر از نعمات بزرگ شمرده میشده است .

طبق مدارک موجود سابقه مراسم شستشو در ایران زمین به بیش از زمان زرتشت می رسد و پرستندگان مهر (میترا) می بایست برای انجام مراسم مذهبی به مدت سه روز و سه شب در فواصل مختلف غسل کنند تا بتوانند در برنامههای دینی شرکت نمایند به همین دلیل بیشتر پرستشگاهها و مهرابه ها یا بر لب چشمه آب بر پا گردید یا در کنار آنها جایی برای شستشو می ساخته اند تا پرستندگان قبل از وارد شدن به مهرابه ها دست و روی و دیگر اندامهایشان را بشویند و جامه ای سفید و پاکیزه بپوشند و جلوی دهان را ببندند . این مراسم حتی زمانیکه آیین مهر از ایران به روم و از آنجا به سایر نقاط اروپا راه یافت توسط پیروان آن و به هنگام ورود به مهرابه ها رعایت می گردید .

در آیین زرتشت الهه ناهید (آناهیتا) یا ایزد پاکی و آب بسیار ستوده و این الهه سر چشمه آبهای پاک در اوستا همچون ایزدان دیگر در کنار پروردگار بزرگ اهورا مزدا نیایش میشده است و دارای مراسم ویژه ای بوده و همچنین ماه مقدس آبان به این ایزد منسوب است . پاکی و پاکیزگی و پاک کنندگی و بر کناری از هر آلودگی در نام ناهید چند بار تاکید شده چنان که نام کامل وی ((اردو سورا ناهید)) و به معنای نشان دهنده ، آلودگی و زورمندی در پاک کنندگی و پاکیزگی و برکناری از هر نوع ناپاکی است و ایرانیان به نام این ایزد پرستش گاههایی برپا می کردند که در آنها اهورای بزرگ و داده های نیکش را می پرستیدند .  مانند پرستشگاههای موجود در خرابه های شهر نیشابور ، کازورن که به نام معبد آناهیتا معروف است .

در آیین زرتشت همچنین آتشکده ها را در کنار برکه ها  می ساختند و مردم قبل از ورود به معبد و آتشکده خود را با آب پاکیزه میکردند مانند آتشکده کاریان در شهر گور فیروز آباد که هنوز هم برکه الی در کنار آن وجود دارد و یا برکه های کنار آتشکده آذر گشتسب و کوه بیستون و بسیاری از جاهای دیگر که برای مردم مقدس بوده است در آیین زرتشت نیز به چگونگی آن اشاره شده است ازجمله این که همه مومنان پس از بیداری از خواب بایستی سه مرتبه از آرنج تا سر دست و سپس صورت و نیز پاها را بشویند و آنگاه مراسم مذهبی به جای آورند و همچنین در هنگام لمس جسد مردگان مجبور به غسل می شوند و بالاخره کودکان را در زمان جشن غسل می دادند در کارنامه اردشیر بابکان نیز به موضوع شستشوی تن اشاره شده است و فردوسی آن را در شاهکار بزرگش شاهنامه چنین به نظر آورده است :

بیاوردند پس جامه پهلوی                                    یکی باره به آلت ، خسروی

بدو گفت بابک به گرمابه شو                              همی باش تا خلعت آرند نو

در فارسی کهن و میانه طهارت و شستشو را پادیاب و نیز طشت آب را که با آن شستشو می کردند پادیاب دان می گفتند .

همچنین جایگاهی را که برای شستشو ساخته اند پادیاب نامیده می شده است که نمونه هایی از آن در گوشه و کنار ایران وجود دارد مثل تپه ورامین .

پادیاو چهار دیواری کوچکی بوده است که جوی آب یا برکه ای در میان رختکن و طاق نماهایی در پیرامون داشته است . پادیاو کم کم از پرستش گاهها به درون خانه ها نیز راه یافته است .

بعد از اسلام پادیاو با همه ویژگی هایش در مساجد و زیارتگاهها به کار رفته و وضوخانه نام گرفته شده مانند آنچه در پیش سر در مسجد جامع یزد بوده و اکنون روی آن را پوشانده اند و همچنین باغ دولت آباد یزد و مسجد آقا بزرگ کاشان . بعد از ورود اسلام به ایران پادیاو توسط تازه مسلمانان ایران به شمال آفریقا و از آنجا به اسپانیا راه پیدا کرد و جزئی از معماری آنان شد واژه پادیاو در اسپانیا و همچنین ایتالیا به صورت پاتیا و تلفضا گردید و بعدا در زبان انگلیسی و فرانسوی به نام پاسیو و پاتیو رواج پیدا کرده است . به طور کلی اطلاعات در مورد حمام ها در قبل از اسلام کم
است . بقایای یکی از حمامهایی که از ایران باستان کشف شده حمامی است که در تخت جمشید بدست آمده و از دو بخش داخلی و خارجی تشکیل شده که در وسط آن چاهی بر روی فاضلاب حمام وجود داشته و در آنجا لوازم شستشو و کاسه سفالین و گلابدان بدست امده است همچنین از دوره اشکانیان هم حمام خصوصی در کاخ آشور کشف شده است . بعد از ظهور اسلام دیری نپایید که این مذهب از شرق هند تا غرب اسپانیا گسترش یافت و به دین ترتیب هنرهای مختلف به ویژه معماری دستخوش دگرگونی گردید پاکی ، طهارت در آیین اسلام از اهمیت ویژه ای برخوردار گردید و غسل های واجب وضوی پنجگانه در روز و شستشو علاوه بر جنبه مذهبی از نظر بهداشتی نیز اهمیت فوق العاده ای یافت و به همین دلیل فضاهای شستشو و حمامها از همان آغاز در میان فضاهای معماری شهری از اهمیت ویژه ای برخوردار شد و احداث گرمابه ها مورد استقبال عموم قرار گرفت و همچنین طبق منابع تاریخی بسیاری از معماران و استادگاران کوفه و بصره در قرون نخستین اسلامی ایران بوده اند . در دوره امویان احداث حاماها وارد مرحله جدیدی گردید . و خلفای این دوره حمامهای متعددی در کاخهای خود ایجاد کردند و در دوره عباسیان ایجاد حمامها در شهرهای مختلف رو به گسترش نهاد در کتاب آل بوده و اوضاع و احوال ایشان نوشته شده است .

حمام عمومی شهرها و به احتمال قوی در روستاها به تعداد کافی وجود داشته است گاهی گرمخانه ها حمام را به قدری گرم می کردند که کسی نمی توانست در آن مکث کند زیر کف حمامها آتش می افروختند دیوار داخل حمام را رنگ می کردند و بر آن صورت می گشیدند صورت کشیدن در بالای سر در حمام نیز معمولا بود در قرن 4 هجری یکی از وسایل عمده تعیین کننده جمعیت هر شهر حمام های آن شهر بودند که تعداد مشتریان آن را به دست می اوردند و حدس می زدند که در هر حمام ساکنان چند خانه استحمام می کنند و به طور متوسط در هر خانه چند تن سکونت دارند . مجموع آنها جمعیت تقریبی آن شهر بود .

متصدیان حمامها به ویژه حمامهای بزرگ سعی می کردند با تمیز نگهداشتن حمام و ممانعت از ورود افراد ژنده پوش از اعتبار حمامشان کاشته نشود چنانچه نام خسرو در سفرنامه خود آورده است .

وقتی با برادرش به شهر بصره می رسند و می خواهند به حمام روند تا خستگی راه را از تن خود دور کنند و پاکیزه گردند گرمابه بان به علت ژولیده بودن آنها فکر می کند که دیوانه هستند و آنها را راه نمی دهد .

دوره سلجوقی که عصر شکوفایی معماری اسلامی است تحولات چشمگیری در ایجاد بناهای عمومی مانند حمامها به چشم می خورد گرچه حملات ویرانگر مغول بسیاری از شهرهای آباد عصر سلجوقی را به ویرانی کشید اما منابع تاریخی نشانگر آن است که در آن دوره معماری حمامها به ویژه در شهرهای بزرگ اهمیت فوق العاده ای یافته است . در دوره ایلخانی نیز همانند دیگر فعالیتهای معماری برای ایجاد بناهای عام المنفعه حمامهای زیادی در شهرها و روستاها به ویژه در شهرهای تبریز ، مراغه ، اردبیل و سلطانیه ایجاد گردید دوره صفوی عصر شکوفایی حمامهای ایرانی است در این دوره ایجاد حمام در تمامی شهرهای ایران رو به گسترش نهاد در سفرنامه شاردن آمده است که اصفهان به هنگام اقامت وی دارای 162 مسجد 48 مدرسه و 272 حمام بوده است بعد از عصر صفوی احداث حمام به شیوه گذشته ادامه یافت و نمونه های زیبایی در زمان کریمخان زند ایجاد گردید مانند حمام وکیل شیراز در زمان قاجار نیز بنا کردن حمامهای عمومی در شهرهای مختلف و همچنین روستاها ادامه یافت که همه مردم از آنها استفاده می کردند . حمامها در زمانهای گذشته در بین فضاهای معماری شهری از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده اند و یکی از مهمترین بناهای شهری پس از مسجد و مدرسه محسوب می شدند . این اهمیت در روستاها نیز وجود داشته است .

عموما در حمام و خروج فاضلاب در کنار گذرگاه های عمومی راسته بازارها و نزدیکی مساجد بنیاد می گردیدند تا برای همه مردم قابل دسترسی بوده و بتوانند از آنها استفاده کنند حمامهای بزرگ شهرها به دستور مسئولین شهر و افراد خیر ساخته می گشتند و حمامهای کوچکتر و همچنین حمامهای روستاها توسط افراد حرفه ای و معماران محلی بر پا می شدند . حمامهای عمومی در هنگام استفاده به چند گروه تقسیم می شدند .

معرفی حمام وکیل :

حمام وکیل که در مجموعه زندیه قرار دارد در کنار بقیه بناهای این مجموعه اهمیت فراوانی داشته و از معماری حساب شده قابل تحسین برخوردار است که دارای تصاویر و نقشهایی بر بدنه داخل آن می بااشد که بر زیبایی این بنا افزوده است .

کریم خان زند در موقع بنا کردن ساختمانهای مجموعه ای که امروز به نام مجموعه زندیه خوانده می شود شخصا بر ساخت آنها نظارت می کرد و حمام نیز با نظارت ایشان و توسط زبده ترین معماران و هنرمندان آن زمان انجام گرفت و همچنین از مرغوب ترین مصالح و آجرهایی که تا امروز کاملا سالم مانده اند و سنگهای یکپارچه برای ستونها و دیگر فضاهای داخلی آن و مصالح دیگر برای ساخت آن بنا استفاده گردیده است .

به همین علت است که این بنا نیز مانند بناهای دیگر این مجموعه تا کنون سالم و پا برجا باقی مانده است و به آسیبهایی به علت گذشت زمان به بخشهایی از بنا وارد شده و دوباره تعمیر گردیده است به طور کلی از نظر ساختاری مشکل نداشته و کاملا سالم و پا برجا می باشد . این بنا در جنوب غرب مجموعه زندیه قرار دارد که از سمت شمال به فاصله یک کوچه از مسجد وکیل و از سمت غرب به موازات خیابان طالقانی قرار دارد .

فرم پلان آن به شکل مربع مستطیل می باشد که درب ورودی آن در ضلع شمالی قرار گرفته و دارای سر دری با طاق نما و دو جرز در اطراف آن به صورت قرینه می باشد که نمای این سردر از ترکیب آجر و کاشی ــــــــــــــ تشکیل شده هر کاشیهای آن از سه رنگ لاجوردی و فیروزه ای و مشکی برخوردار هستند .

درب ورودی با پنج پله به کف فضای هشت گوشی راه دارد که اضلاع شمال و جنوب آن بلندتر از اضلاع شرق و غرب می باشد و به مستطیل نزدیک است . این هشتی و درب آن ورودی به حمام را تشکیل می دهند که باعث پنهان ماندن بخش داخلی حمام از دید مردم خارج می شود و همین طور از ورود مستقیم هوای سرد ـ داخل حمام جلوگیری می کند در سمت چپ آن فضایی قرار گرفته که به پشت بام حمام راه دارد این هشتی کوچک راه ورود به فضای هشت ضلعی بزرگی است که اضلاع آن با هم برابر می باشند و از نظر فضا بزرگترین و از نظر تصاویر و نقوش مهمترین بخش حمام به حساب می آید از این هشتی بزرگ به عنوان فضای رختکن حمام استفاده می گردیده است که مردم در آنجا لباسهای خود را بیرون آورده و آماده رفتن به گرمخانه و محل شستشو می شده اند و به دلیل این که فضایی همگانی و قابل استفاده برای عموم مردم در هنگام آمدن به حمام بوده و مردم آن زمان در موقع استفاده از حمام های عمومی دقت بیشترین را در فضای رختکن می گذراندن وسعت این فضا از بقیه فضاهای حمام بیشتر است دور تا دور این فضا سکویی سنگی قرار گرفته که به ارتفاع دو پله از کف رختکن بالاتر است و فرم آن با فرم فضای رختکن هماهنگ بوده و هشت ضلعی می باشد که در دو بخش از آن یعنی هنگام وارد شدن به رختکن و هنگام عبور از رختکن به گرمخانه بخشهایی از این سکوها تبدیل به راهرو شده است .

مردم بعد از بیرون آمدن از فضای گرمخانه ها و شستشو می توانستند از این سکوها برای شستن استفاده کنند دور تا دور دیوارهای آن با سنگ ازاره پوشیده شده است . کف این سکوها در اضلاع شمالی جنوبی شرقی و غربی با دو پله به کف فضای رختکن می رسد که این پله ها در وسط هر ضلع از سکوها قرار گرفته است و در دو طرف پله ها فضایی است که به عنوان گذاشتن لباسها و کفش از آن استفاده می شده است .

در گوشه های اضلاع بیرونی این سکوها هشت ستون سنگی یکپارچه قرار گرفته است که دارای شش ضلع متناسب با فرم داخلی رختکن است یعنی اضلاع پشت آن ها که بزرگتر بوده و به طرف دیوارها و اضلاع داخلی که کوچکتر بوده به طرف فضای مرکزی رختکن قرار گرفته است  و در بالای ستونها بر سر ستون حجاری شده است که به طور کلی این ستونها به فضای رختکن شکوه خاصی می بخشد و هر کدام از آنها پایه طاق بزرگ مرکزی را تشیکل می دهد که بر بالای آنها قرار دارد .

نقاشی زند :

کریم خان زند بعد از به دست گرفتن قدرت بر این شد که شکوه هنر و معماری صفوی را که تحت تاثیر آنها قرار گرفته بود بازسازی کند . بنابراین تصمیم به ایجاد بناهایی گرفت که امروزه به نام مجموعه زندیه خوانده می شوند که سبکی جدید و مخصوص به خود در هنر معماری و نقش پردازه و تزئینات بناها دارند .

کریم خان در تزئینات و نقوش به کار رفته در این مجموعه از هنرمندان و استادکارانی ماهر استفاده می کرد که نتیجه کار آنها به وجود امدن نقوشی است که هم اکنون نیز دیوارها و سقف  های این مجموعه را زینت بخشیده است که با بررسی این نقشها می توان با بخشهایی از هنر نقاشی زندیه آشنا شد . نقوشی که در این بنا ها به کار رفته است شامل سه دسته کلی : ترنج و اسلیمی و سبک گل مرغ است نقوش اسلیمی و ترنج برگرفته از هنر دوره صفوی است اما نقشهای گل و مرغ در زمان زند رایج می گردد که بعدا در زمان قاجار نیز ادامه پیدا می کند اما خطوط و نقش پردازی زمان زندیه ظریفتر و چشم گیرتر است .

نقش گل و مرغ شامل درختچه ای است که بر شاخه های آن گلهای مختلفی مانند شقایق ، زنبق و نرگس وجود دارد که در میان برگها قرار گرفته اند و در میان شاخه ها و گلها پرندگانی مانند سینه سرخ ، قناری و گنجشک وجود دارد که در زمان قاار در این نوع نقشها از پرندگانی مانند کبک ، کبوتر و شانه به سر بهره گرفته اند .

از این نقشها بر سطح دیوارهای گچی بناهایی مانند ارگ دیوانخانه ها ، و موزه پارس استفاده فراوان گردیده است . همچنین در کاشی کاریهای بناهای ارگ و عمارت کلاه فرنگی و مسجد وکیل از این نقوش به عنوان کتیبه کاشی استفاده شده است . در حمام ارگ و حمام وکیل نیز نقوش اسلیمی و ترنج از زمان زندیه بر لایه های آهکی دیوارها و سقفها باقی مانده است از نقش ترنج در حجاریهای سنگهای ازاره اطراف همینطور آجرکاریهای بدنه بناهایی مانند ارگ و عمارت کلاه فرنگی استفاده می شده است . بنابراین از نقوش باقیمانده در بناهای زندیه می توان این طور دریافت کرد که به طور کلی فقط نقوش اسلیمی و ترنج و گل مرغ در تزئین این بناها به کار رفته و نقشهای انسانی و حیوان کاربردی نداشته اند و تصاویر انسانی و نقشهای حیوانات مانند کتیبه کاشیکاری سردر بالای ارگ و یا تعدادی از کاشیکاریهای عمارت کلاه فرنگی و بخشهایی از تصاویر حمام وکیل که در این بناها وجود دارند در زمان قاجار به وجود آمده اند . روش اجرای طرحها بر روی سطح زمینه کار به این صورت بوده که ابتدا طرح مورد نظر را بر روی کاغذ کشیده و سپس خطوط آن را سوراخ سوراخ کرده و با قرار دادن آن در محلی که در نظر گرفته شده و زدن پارچه ای که حاوی پودر ذغال بوده بر سطح کاغذ خطوط پیرامون نقوش به وجود می آمدند و سپس با قلم خطوط آن را ترسیم کرده و شروع به رنگ آمیزی و پرداخت می گردیده است . برای آنکه سطح مورد نظر دیوارهای گچی برای ایجاد نقشها آمده گردند می بایست زیر آنها آماده شوند بنابراین سطح دیوارها را با سریش و روغن بزرک می پوشانیده تا سطحی صاف به دست آید و رنگ پس از تماس با دیوار جذب آن نشود . برای رنگ آمنیزی نقوش به کار رفته در دیوار نماها از رنگهای طبیعی مانند گیاهان رناس و حنا برای تهیه رنگ سبز و مواد معدنی مثل پودر سنگ لاجوردی برای تهیه رنگ آبی و پودر اجری برای رنگ قرمز استفاده می شده است . همچنین از ورقه های نازک طلا برای زینت بخشیدن به این نقوش استفاده فراوان شده است . این نقوش دارای قلم گیریهای ظریف بوده و از رنگهای غلیظ با پوشانندگی زیاد به وجود آمده است . این نقوش با رنگ آمیزی استادانه و کاربرد طلا در آنها باعث تحسین برانگیز شدن بناهای زندیه گردیده اند . چنانچه در کتاب تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران در عصر زندیه به نقل از کتاب تاریخ گیتی گشا آمده است ((در و دیوارهر یک را بر طلای منتقش محلول ملمع نمودند و تصویرات روحانی مثال که مانی نقاش از رنگ آمیزی آنها حیران و بهزار مصدر از وضع نیکویشان انگشت حیران به دندان بود مکان سکان نصب نمودند . البته هر ایرانی از نقوش غریب و صدر بدیع رشگ گلستان ازم و عرصه در هر شبستانی از پیکره های دلکش و تمثالهای حواروش غیرت بیت الصنم گردید))

(تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران در عصر زندیه ص 186)  

در رابطه با نگارگر نقاشیهای ارگ نظرهای متفاوتی است که احتمال می رود در این نقوش آقا صادق هم دستی داشته است .

ـ علتهای به وجود آمدن تصاویر روایتگر در بخش رختکن حمام وکیل :

در دوره های گذشته مردم در مکانهای عمومی مانند مساجد و چهارسو بازارها می توانستند با یکدیگر برخور دداشته و از مسائل مهم روز جامعه اطلاع پیدا کنند و در مورد مسائل مختلف با یکدیگر تبادل نظر داشته باشند .

یکی از مهمترین مکانهای عمومی که محل برخورد مردم با یکدیگر بوده است حمامها می باشند در چنین مکانهایی مردم ضمن انجام کار اصلی و شستشو خویش با آشنایان خود برخورد کرده و ضمن اطلاع از احوالات یکدیگر با هم به گفتگو می پرداختند و ضمن صحبت از جریان مسائل فرهنگی و اجتماعی از مسائل روز جامعه نیز اطلاع پیدا می کردند در واقع حمام ها از جمله مکانهایی بوده که در آن تبادل اطلاعات صورت می گرفته است حمامها علاوه بر شستن جسم و تن و روح و روان انسان را نیز آرامش می بخشید و شاید آرامش که بعد از حمام کردن به انسان دست می دهد باعث بیشتر شدن انگیزه برای ارتباط برقرار کردن با دیگران و شنیدن اطلاعات جدید و تازه است . در این مکانها مردم بی پیرایه با دوستان و آشنایان خود برخورد می کرده اند و حتی مردم عادی با اشخاص بزرگ شهر مانند مسئولین و سیاستمداران به طور عادی دیدار کرده و با آنها از درد دلها و مشکلاتشان صحبت می کرده اند و به همین دلیل هم مردم به خاطر ارائه مشکلاتشان احساس سبکی کرده و هم مسئولین از مشکلات مردم آگاهی پیدا کرده و سعی در برطرف کردن آنها می نموده اند و بدین ترتیب حمامها مکانی برای حل و فصل مشکلات مردم و مسائل اجتماعی نیز به شمار می رفته است . بهترین فضای حمام برای چنین برخوردهایی فضای رختکن حمام است چون راهرو ها که محل رفت و آمده بوده و در چنین فضاهایی مجالی برای ایستادن و صحبت کردن وجود ندارد و در گرمخانه  هم مردم در حال استحمام هستند و در این وضعیت جایی برای برخورد با یکدیگر نمی ماند به اضافه این که در گرمخانه به علت وجود آب گرم و حرارتی که از آن به وجود می آمده و بخار آب موجود در فضا امکان صحبت با یکدیگر نبوده است.

راهرو گرمخانه و دیگر فضاهای حمام به علت رفت و آمد و گرما و مشغول بودن مردم به شستشو اهمیت فضای رخنکن را از نظر نقش پردازی نداشته است اما با این همه هنرمندی برای زیباتر شدن این مکانها نیز از نقوش مختلف گیاهی ترنج پرنده و اسلیمی استفاده کرده و می خواستند در همین مکانها نیز زیبایی وجود داشته باشد اما این نقوش به صورت کمتری نسبت به حجم پرکار بخش رختکن کار شده است و همچنین فاقد تصاویر روایتگری می باشد که بخواهد داستانی را نقل کند و فقط به اندازه لازم با آوردن نقوش مختلف بدنه دیوارهای این بخش از حمام را زیباتر کرده است و به آنها در حد و ارزش خودشان اهمیت داده اند که البته در حال حاضر بیشتر این نقش از بین رفته و فقط مقدار کمی از نقوش به صورت پراکنده در این مکانها وجود دارد و به دلیل اهمیتی که فضای رختکن حمام داشته و قبلا در مورد آن صحبت شده است و استفاده همگانی که از آن می گشته است . این مکان بهترین جا برای خلق تصاویر روایتگر است .

که هنرمند با آشنایی و شناختی که از این فضا داشته است آن جا را برای تصویر سازیهای خود مناسب دیده و برای شروع این کار لایه ای از آهک بر روی لایه قبلی کشیده و بر روی این لایه نقش جدیدی را خلق کرده است با بررسی تاریخ در می یابیم که در بیشتر دوره ها سلاطین برای اینکه خود را مطرح کرده و آثار دوره قبل از خود را کمرنگ نشان بدهند سعی می کردند تا با از بین بردن آثار هنری دوره قبل و خلق آثار زمان خود حرفی برای گفتن داشته باشند و آثاری از خود را برای آیندگان باقی بگذارند شاید یکی از دلایل این که در زمان قاجار تصویرهای فضای حمام وکیل را تغییر نوع سبک نقاشی و تصویرگری در زمان قاجار برشمرد . چون در این زمان تصاویر و همچنین نقالی و پرده خوانی در جاهای مختلفی اجرا می گردیده است .

داستانهایی که نقالان از آنها استفاده می کرده اند دو دسته بوده اند :

1)      داستان هایی که جنبه حماسی و محلی داشته و برگرفته از ادبیات کهن ایران بوده است مانند داستانهای شاهنامه و کتابهایی مانند خمسه نظامی و گلستان سعدی .

2)      داستانهایی که بر اساس روایات مذهبی بوده و از فنون مذهبی برگرفته شده بودند مثل داستان یوسف و حضرت ابراهیم و روایات مختلفی از واقعه عاشورا که برای مردم اهمیت زیادی داشته است .

تمام این داستانها چه آنها که اساطیری و برگرفته از متون ادبی بوده و چه انها که جنبه مذهبی داشته و مورد احترام مردم بوده اند برای همه طبقات جامعه قابل درک و باور بوده و جذابیتهای خاص داشته است . بنابراین می توان گفت که تغییر یافتن تصاویر حمام در زمان قاجار بر اساس به وجود آمدن هنر متفاوتی در این زمان نسبت به هنر زمان زندیه هم می باشد و هنرمند بر اساس این سبک هنری که نیاز زمانه بوده و رواج تصاویر انسانی و حیوانی و تصاویر جدید را بر روی تصاویر قبلی که فاقد بیان داستانی است ترسیم کرده است تا هم مردم تصاویر مرسوم زمانه خودشان را در پیش چشم داشته باشند و هم در مواقع لازم نقال بر اساس داستان آنها برای مردم نقالی کند و داستانهایشان را برای مردم بازگو کند پس بنابراین این تصاویر بدون منظور در این مکان که یک مکان عمومی و مورد استفاده همه مردم بوده آورده نشده است انتخاب این داستانها به دلیل آشنایی مردم با چنین روایاتی بوده است و همینطور جهان بینی هنرمند را نشان می دهد که سعی کرده است با انتخاب این تصاویر افکار و پیامش را به مردم ارائه دهد .

تصویرگران حمام وکیل برای مردم جامعه کار می کرده اند و به همین دلیل داستانها را نیز بر اساس علاقه و آشنای همین بخش از جامعه گزینش کرده است تا برای عامه مردم قابل فهم و درک باشد .

به طور کلی تصاویر داستانی موجود در بخش اطراف گنبد رختکن حمام به نظر پی در پی نمی رسند و چنین برداشت می شود که ربطی به یکدیگر نداشته و یک مسیر داستانی و روایتی را تعریف نمی کند و یا یک خط فکری واحد ندارند و هر کدام از داستانها را جداگانه باید دید . به غیر از این که داستانها به دو دسته برگرفته از متون ادبی و مذهبی تقسیم می شوند از نظر همگان رویدادها و داستان آن و همچنین زمانی که داستان در آن اتفاق افتاده است با هم تفاوت دارند مثلا داستان خسرو و شیرین و فرهاد که در این ایران قبل از اسلام اتفاق افتاده و جنبه حماسی و ملی داشته و از ادبیات ایران سرچشمه گرفته است و داستان هایی شیخ صنغان که عرفانی بوده و سلطان سنجر و پیرزن که روایتی اجتماعی است مربوط به دوران بعد از اسلام ایران می باشد و روایات معراج پیامبر (ص) و حضرت علی مربوط به صدر اسلام و در سرزمین عربستان رخ داده و روایت های مذهبی می باشند همچنین روایتهای حضرت یوسف و حضرت ابراهیم نیز مربوط به قبل از اسلام است که در سرزمینهای مصر و کنعان و عربستان رخ داده است .

بنابراین با بررسی داستانها چنین به نظر می رسد که نقاش هدف خاصی از آوردن آنها در کنار یکدیگر نداشته و مسیر مشخصی را دنبال نمی کند و انتخاب آنها بستگی به آشنایی شخص تصویرگر با داستان آنها و علاقه و سلیقه شخصی فرد هنرمند و رواج داشتن چنین روایاتی در بین جامعه و قابل قبول بودن داستان آنها برای عامه مردم بوده است .

به دلیل این که فضای حمام به خاطر وجود آب و بخار حاصله از آب گرم مرطوب بوده و استفاده از کچ در چنین فضایی به دلیل ناپایداری و تخریب آن امکان پذیر بوده است پس هنرمندان ایرانی برای نما دادن به دیوارهای بنای حمام و نقش پردازی بر سطح دیوارها و سقفها به جای استفاده از گچ از آهک و کشیدن سطحی از آن بر روی بدنه های داخلی حمام استفاده کرده و سپس بر روی این لایه آهکی نقشوش خود را ترسیم کرده اند .   

آهک برخلاف گچ در مقابل رطوبت مقاوم بوده و جایگزین بسیار مناسبی برای گچ می باشد برای آمده کردن سطح دیوارها جهت اجرای نمای آهکی ابتدا می بایست زیر آن امده گردد برای این منظور از ساروج استفاده می کردند که نوعی عایق رطوبتی است که در گذشته برای عایق بندی جاهای مرطوب مانند حمام به کار برده شده است که از ترکیب خاکستر و آهک به دست امده و سپس این ملات را بر سطح دیوارهای مورد نظر کشیده و بعد از آن یک لایه آهک بر روی سطح ساروجها به کار می برند در این زمان سطح دیوارها برای اجرای تصویرها و نقوش امده شده است روش اجرای تصویرها در مکانهایی که سطح تصویری زیاد دارند مانند تصاویر حمام به این شکل است که ابتدا طرح مورد نظر را بر سطح کاغذ می گشیدند و سپس دور تا دور خطوط پیرامون طرح را با سوزن سوراخ سوراخ می کردند و بعد از آن طرح را در مکان مورد نظر گذاشته و با پودر ذغال که در پارچه ای پیچیده شده بود بر سطح کاغذ می زدند تا طرح بر سطح دیوار شکل گیرد و بعد با قلم طرح را تکمیل کرده و شروع به اجرای تصویر و نقوش می کردند .

3ـ3 معرفی تصاویر اطراف گنبد رختکن :

تصاویر روایتگر حمام و نقشهای اصلی در بخش رختکن حمام ترسیم شده اند و فضاهای راهروها و گرمخانه ها ه دلیل کاربرد فضاهای آن و نبودن فرصت کافی و زمان مناسب برای دیدن آنها دارای نقوش کمتری بوده است که در حال حاضر بیشتر آنها از بین رفته است . و فقط حاشیه اطراف طاقها و برخی از فضاهای دیگر دارای نقوش هندسی شبیه به نقوش به کار رفته در حاشیه های تصاویر فضای رختکن هستند و همچنین سقف عرقچین داخل گرمخانه دارای نقوش به شکل گلدان با گل می باشد . (001)

سالمترین و مهمترین تصاویر و نقوشی که در بخش رختکن حمام می باشد مربوط به فضاهای اطراف گنبد است که بیننده در هنگام وارد شدن به فضای رختکن ابتدا متوجه این تصاویر می شود و بخشهای باقی مانده تصاویر و نقوش که در فضاهای سکوهای اطراف رختکن قرار گرفته اند در درجه دوم اهمیت قرار می گیرند .

3ـ3ـ1 معراج پیامبر (ص) :

این تصویر در سمت راست بالای ورودی به فضای گرمخانه ترسیم شده که افراد در هنگام ورود به فضای رختکن حمام اول متوجه ایت تصور و تصویر بعد که متعلق به علی (ع) است می شوند . در این تصویر حضرت رسول (ص) بر مرکب خود که به نام (براق) معروف است سوار شده اند که بزرگترین نقش این تصویر را تشکیل می دهند . چهره حضرت پیامبر با پارچه ای پوشانیده شده است که برای بیان جنس پارچه و روح بخشیدن به تصویر بر روی آن خطوطی با رنگ تیره حک شده است .

دور سر پیامبر دایره ای قرار دارد که نشان دهنده پیامبر بودن و شخصیت آسمانی ایشان است و همان نوری است که در تصاویر قدیسین و امامان آورده شده است .

دست راست ایشان در پشت گردن (یراق) قرار دارد که کف این دست در تصویر دیده می شود که از پشت سر مرکب آن حضرت بیرون آمده است دست چپ ایشان به صورت آویخته و مایل به سمت عقب می باشد و پای چپ این حضرت در رکاب قرار گرفته است . مرکب ایشان به شکل اسبی است که با سر انسان و دم طاوس نمایش داده شده است و به نظر می رسد که در حال حرکت و پرواز در فضا می باشد . خطوط چهره سر به صورت کمرنگ دیده می شود در حالی که تاجی بر بالای آن قرار گرفته است که شبیه تاجهایی است که در تصاویر قاجار مشاهده می شود دم این حیوان به صورت دم طاووسی ترسیم شده است که برای نشان دادن نقوش روی دم از لکه های سیاه استفاده گردیده است . در اطراف آنها چهار فرشته قرار دارند که در حال پرواز می باشند در سمت چپ تصویر و روبروی براق نقش سیری ترسیم شده است که شاید سمبل شجاعت حضرت پیامبر باشد در پایین این فضا انسانی تصویر شده که زانو زده و در دست چپ خود پرچمی دارد فضاهای اطراف این تصویر مانند بقیه تصاویر دارای نقوش گیاهی
و پرنده است . (002)

3ـ3ـ2 نقش حضرت علی (ع) :

این تصویر در سمت چپ بالای ورودی به فضای گرمخانه است که به همراه تصویر حضرت رسول در دید مستقیم مردم بوده است در این تصویر حضرت علی (ع) در حالی که سوار بر اسب است در بخش بالایی سمت چپ فضا دیده می شوند که بزرگترین شخصیت در تصاویر موجود می باشد . (003)

صورت این حضرت نیز مانند حضرت رسول (ص) با پارچه ای پوشیده شده است و دور سر ایشان دایره ای از نور دیده میشود دست ایشان بالا رفته و شمشیر معروف خویش ذوالفقار را که دور سر بوده و شانه بارز و معرفی کننده حضرت علی (ع) است در دست گرفته اند و کف دست چپ در تصویر و از پشت گردن اسب دیده میشود و پای راست ایشان نیز در رکاب اسب قرار گرفته است . اسب در حال حرکت سریع به نظر می رسد و اینطور دریافت میشود که طراح گشاده از حضرت استقبال می کند و نفر دوم که کوچکتر ترسیم شده است انگشت حیرت بر دهان گرفته است . در زیر نفر دوم نقش درویشی وجود دارد که دارای تبر زین و کلاهی که درویشان بر سر می گذارند می باشد که نشانه ارادتمندی به حضرت علی (ع) است که آوردن نقش درویش و شمشیر دو سر معروف به نام ذوالفقار در این جا شخصیت حضرت علی (ع) را کاملا معرفی میکند .

در زیر پاهای اسب و در بخش تصویر نقش شیری آورده شده که نشان دهنده شجاعت حضرت علی است در فضاهای اطراف شخصیت ها مانند دیگر  جاها از نقوش گیاهی و پرنده و حیوانی پر شده است .

 

 

3ـ3ـ3 تصویر شکارگاه :

بخشهایی از این تصویر از بین رفته و بخشی از لایه زیرین آن که مزبور به زمان زندیه میباشد مشخص گردیده است به دلیل از بین رفتن این بخش ها نمی توان آن را زیاد بررسی کرد و متوجه روایت آن شد . (004)

3ـ3ـ4 نقوش زندیه :

این تصاویر مربوط به زمان زندیه است که از گوشه های باقیمانده حاشیه پایین تصویر سمت راست که هندسی است و گوشه باقیمانده سمت راست تصویر بعدی آن مشخص است که قبلا بر روی این نقشها نیز لایه دیگری از نقشهای جدیدتر وجود داشته که امروزه از بین رفته اند در هر کدام از این تصویرها یک گلدان بزرگ در وسط کار نقش شده که درون آن را با نقوش گل و برگ پر گردیده است و حاشیه پیرامون آن طرحها وجود دارد مشخص است که این حاشیه ها دارای نقوش گیاهی و به رنگ قرمز بوده اند و با بخش باقیمانده حاشیه پایین تصویر سمت راست که هندسی است تفاوت دارد . (005)

تصویر شیخ صنغان و دختر ترسا :

در این تصویر نقش شیخ از همه شخصیتهای دیگر بزرگتر ترسیم شده و در مرکز تصویر قرار گرفته است که باعث گردیده تا شخصیت او برجسته نشان داده شود او در حالی که زانو زده و پریشان به نظر می رسد جام باده ای را می نوشد که از دست دخترک دریافت کرده است به نظر می رسد که او در حال تکاپو و تقلا کردن می باشد و سر خود را نیز به طرف بالا گرفته و معشوقش را نظاره می کند . درست در بالای سر او و بخش فوقانی تصویر نقش دخترک ترسا ترسیم شده است در حالی جام باده ای در دست دارد و به نظر می رسد که نسبت به او بی تفاوت است و بر خلاف شیخ حرکتی آرام و بی تحرک دارد و تصویر زنی در کنار اوست که شاید خدمتکارش باشد . نقش دخترک از شیخ کوچکتر از نقشهای انسانی پیرامون خود بزرگتر است .

در اطراف شیخ مریدانش قرار دارند که در حال بر سر زدن و گریبان چاک دادن بوده و سعی می کنند تا شیخ را از راهی که در پیش گرفته باز گردانند فضاهای باقیمانده اطراف نقشهای انسان از نقوش گیاهی و حیوانی پوشیده شده است . (006)

 (3ـ3ـ6) خسرو و شیرین :

در این تصویر نقش خسرو در حالی که تاجی بر سر دارد سوار بر اسب در بخش بالا و مرکزی کادر قرار گرفته است و در زیر آن تصویر شیرین و پیرزنی که به نظر خدمتکار اوست قرار دارد که این نزدیک بخش اصلی کادر را پوشانده است . خسرو در این تصویر به خاطر دیدن شیرین در حالت شگفت زده و در حالی که انگشت دست راستش را در دهان خود فرو برده است تصویر گردیده است . در پشت سر او فردی که به نظر می آید خدمتکار اوست قرار گرفته و سایبانی را در بالای سر خسرو نگه داشته است . نقش شیرین در حالی که بر سکویی نشسته و مشغول شانه زدن بر گیسوان خویش است نشان داده شده و لنگی را دور کمر و پاهای خود پیچیده است و خدمتکار در پشت سرش با حوله ای او را خشک می کند و سعی تصویرگر بر آن بوده تا او را در حال آب تنی و استحمام نشان دهد در فضاهای اطراف آنها نقوش انسانی دیگری وجود دارد که به تصویر ربطی ندارد و بقیه زمینه با نقوش گیاهی و حیوانی پوشیده شده است. (007) 

شیرین و فرهاد :

در این تصویر شیرین در حالی که سوار بر اسب است ترسیم شده است که در وسط کادر و به طرف پایین نقش گردیده و شخصیت او و اسبش بزرگترین بخش از کل تصویر را تشکیل می دهند به طوری که در هنگام دیدن تصویر بیننده ابتدا او را در نظر می آید . بعد از او فرهاد در بخش بالایی سمت چپ تصویر نقش گردیده که نسبت به شیرین کوچکتر اما از بقیه کاراکترهای دیگر بزرگتر ترسیم شده است و به نظر می رسد که به خاطر دور بودن از شیرین و ایجاد فاصله بین این شخصیت هنرمند عمدا او را کوچکتر از شیرین آورده .

شیرین در حالیکه بر پشت اسبش نشسته سرش را بالا گرفته و با حالتی خیره به فرهاد می نگرد در حالیکه بادبزنی در دست راست خود دارد فرهاد نیز در دست راست خود تیشه ای دارد و در حال کوه است و پای راستش در زاویه 45 درجه قرار گرفته است و پای چپش در حالت زانو زدن نقش شده است و در حالیکه کل بدنش به سمت چپ است صورت خود را به طرف راست برگردانیده و شیرین را نظاره می کند . شخص دیگری سوار بر اسی در پشت شیرین قرار دارد بعد از فرهاد بزرگترین نقاشی انسانی است به نظر می رسد که او با سایبانی به شکل چتر سعی دارد از شیرین در مقابل تابش آفتاب حفاظت کند در اطراف آنها نیز مانند تصاویر دیگر شخصیت های کوچکتری قرار گرفته اند که فضا را پر کرده اند و در میان آنها نقوش گیاهی وجود دارد .  (008)

زندانی شدن حضرت یوسف :

بخشهایی از این تصویر از بین رفته است و نقش آن زیاد گویا نیست اما بر اساس گفته های کارشناس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری داستان آن مربوط به زندانی شدن حضرت یوسف (ع) است در بخش مرکزی تصویر نقش این پیامبر دیده میشود در حالیکه دور و برش را هاله ای از نور بهخاطر نشان دادن پیامبر بودنش آورده شده است و بزرگترین نقش نسبت به بقیه نقشهای باقیمانده است .

حالت قرار گرفتن پیکر به صورت نشسته ترسیم شده در حالیکه پاها دراز گشته اند و به نظر می آید که مچ پاها به نیز چوبی بسته شده است که نشانه زندانی بودن او می باشد در گوشه سمت چپ بخشهایی از سه پیکر انسانی دیده می شود که پشت سر یکدیگر به صورت پلکانی روبروی حضرت یوسف (ع) قرار گرفته اند که به نظر می رسد جلوی آنها در حال گفتگو با این پیامبر است .

پشت سر حضرت یوسف (ع) و در بخش سمت راست تصویر بخش باقیمانده ای از پیکر مرد دیگری وجود دارد که قسمتهای پائین آن ار میان رفته است و به حالتی نزدیک به حالت دراز کشیده قرار گرفته و به نظر می رسد او هم مانند حضرت یوسف زندانی می باشد .

بخشهای دیگر این روایت تصویری از میان رفته است در میان نقشهای انسانی این تصویر از نقوش گیاهی استفاده شده است . (009)

 

3ـ3ـ10 یوسف و زلیخا :    

در این تصویر زلیخا در مرکز قرار گرفته است و در سمت چپ حضرت یوسف (ع) در حالی که ظرف میوه ای در دست دارد نقش گشته است در بالای سر او دایره ای قرار گرفته که بر پیامبر بودن او تاکید می کند . زلیخا در حالت نشسته تصویر شده است در حالی که دست راست خود را به طرف یوسف (ع)گرفته است و به نظر می آید که او را به زنانی که در محلس او هستند نشان  می دهد در سمت راست نقش سه زن که در این مجلس حضور دارند در حالت نشسته ترسیم شده است که نفر اول در حال بریدن دست خویش است و نفر دوم انگشت خود را به نشانه تعجب به سمت دهان خود برده و نفر سوم به نظر می آید که در حال افتادن به زمین است در گوشه سمت چپ تصویر و پایین تر از حضرت یوسف تصویر مردی در حالت نیم رخ آورده شده است در فضای این بخش نیز نقوش گیاهی ترسیم گشته است . (010)

بر تخت نشستن حضرت یوسف :

در وسط تصویر عزیز مصر در حالی که تاجی بر سر دارد بر تخت نشسته است که برای ارزش بخشیدن به تخت پادشاهی او آن را با نقوش آراسته اند . دست چپ عزیز از ناحیه آرنج خم شده و دست راستش به طرف یوسف (ع) که روبروی او قرار گرفته است دراز شده و چنین به نظر می رسد که در حال گفتگو با او می باشد و حالت دوستانه ای دارد در سمت چپ تصویر یوسف در حالی که هاله ای از نور دور سرش قرار گرفته بر تختی نشسته که شبیه به تخت عزیز مصر ولی کوچکتر از آن ترسیم شده است به نظر می رسد به خاطر احترامی که در نزد عزیز داشته این تخت در اختیار اوست . دست راست او بر لبه تخت قرار دارد و دست چپش را به طرف عزیز دراز کرده که می تواند نشانه حرکت او به طرف عزیز بیان کننده دوستی میان آن دو باشد . در گوشه پایین این بخش از تصویر نقش مردی است که به نظر می رسد چیزی را حمل می کند و در سمت راست تصویر و در کنار عزیز فرد دیگری بر تخت نشسته و دست راستش را بر لبه تخت و دست چپ خود را از ناحیه آرنج خم کرده و با حالت افقی نگه داشته است و در حال نگاه کردن به یوسف است به نظر می رسد که مشغول گوش دادن به صحبتهای آنها می باشد حالت به تخت نشستن و در کنار عزیز قرار گرفتن این فرد بیان کننده شخصیت مهم اوست در قسمت پایین تر این بخش از تصویر نقش پیرزنی د حالت نیم رخ ترسیم شده که کمی خمیده و بر عصایی تکیه داده است و نظاره گر غزیز و یوسف (ع) می باشد در میان نقش های انسانی این فضا نیز نقوش گیاهی به کار رفته است . (011)

بیرون آوردن یوسف از چاه :

در مرکز تصویر چاهی دیده می شود که در پایین آن حضرت یوسف در حالی که هاله نوری دور سرش را گرفته قرار دارد که به صورت حالت نیم خیز ترسیم شده است در حالی که پای راستش به صورت زانو زده و پای دیگرش در حالت 45 درجه قرار گرفته است بر سر چاه دو نفر از کاروانیانی که در آنجا توقف کرده اند قرار گرفته اند که در دست آنها طنابی است که به درون چاه فرستاده شده و بر سر آن دلویی برای کشیدن آب گره خورده است و به نظر می رسد که آنها به حضرت یوسف در پایین خم چاه شده اند و یوسف نیز با دستهایش طناب را گرفته و سعی می کند از چاه خارج شود . بقیه افراد کاروان در اطراف آنها نقش شده اند و در بین آنها شتر و الاغ های ترسیم شده اند که در حال حمل کردن با کاروانیان هستند و همه به حالت نیم رخ قرار گرفته اند نقوش گیاهی در این فضا دیده
می شود . (012)

انداختن حضرت یوسف در چاه :

در بخش پایینی مرکز تصویر چاهی وجود دارد که حضرت یوسف در آن قرار دارد که بر اساس روایت داستان توسط برادرانش به این چاه انداخته شده است در حالی که هاله نوری دور سرش می باشد به حالت نشسته قرار گرفته است و پای چپش با حالت زانو بالا آورده و در حال تقلا کردن می باشد و به نظر می رسد که در خواست کمک می کند در بالای چاه یکی از برادرانش در حالی که بر سر خود می زند نشسته است که حالت خمیده اش نشان از ناراحتی اوست شاید او کوچکترین برادر یوسف می باشد که به این حضرت علاقمند بوده است در سمت چپ چاه فرد دیگری ایستاده است که در حالی که دستهایش به طور مستقیم قرار گرفته درون چاه را می نگرد در گوشه پایین آن دو برادر دیگر این پیامبر نقش گردیده اند که نفر پایینتر در حال کشیدن حیوانی شبیه به سگ می باشد که دور گردن این حیوان طنابی بسته شده که یک سر دیگر آن در دست شخص مزکور است و برادری که بالاتر از او قرار گرفته شمشیری در دست راستش قرار دارد که آن را بالا برده و به نظر می رسد که آماده کشتن حیوان می باشد تا براساس روایات داستان با خون این حیوان پیراهن حضرت یوسف را رنگین کرده و برای یعقوب ببرد . در سمت راست تصویر چهار نقش انسانی وجود دارد و چنین به نظر می رسد که آنها نیر باید برادران یوسف (ع) باشند که به ترتیب پشت سر هم ایستاده اند در گوشه پایین آن نیز نقش شیری وجود دارد که درست نقطه مقابل حیوان گوشه سمت چپ قرار گرفته است در بین فضاهای این نقش نیز از نقوش گیاهی استفاده شده است . (013)

سلطان سنجر و پیرزن :

بخشهایی از این تصویر در دو طرف آن از بین رفته است اما بخش اصلی آن که شامل نقش سلطان و پیرزن می باشد هنوز وجود دارد که در مرکز کادر سلطان به صورت خیلی بزگ و واضح در حالی که تاجی بر سرش قرار گرفته سوار بر اسب نقش گردیده است دست راستش خم کرده و به طرف سینه قرار داده و دست چپش از آرنج خم شده و بالاتر قرار گرفته است در سمت چپ نقش پیرنی وجود دارد که در مقابل اسب سلطان زانو زده و دو دستش را به نشانه ناراحتی بالا آورده است .

و در حال شکایت و بازگو کردن ظلمی است که بر او رفته و همچنین نصیحت کردن به سلطان می باشد در سمت راست و پشت سر سلطان و پایینتر از او سوار دیگری بر اسب دیده می شود که بخشهایی از پایین اسب از بین رفته است و به نظر می رسد که از افراد و محافظان سلطان می باشد شاید به خاطر اهمیت داده به نقش شاه و بارز کردن شخصیت او و بیان این نکته که شاه دارای محافظان و همراهانی است این نقش آورده شده است نقوش گیاهی در این فضا نیز وجود دارد . (014)

قربانی کردن اسماعیل (ع) :

در مرکز تصویر حضرت ابراهیم قرار دارد که از وضعیت بدنی او به نظر می رسد در حال تلاش و تکاپو است و پاهایش از هم باز و کمی به طرف جلو خم گشته و دست راست را بالای سرش برده که چاقویی در بین آن دیده می شود دست چپش در حالی که از ناحیه آرنج خم شده سر اسماعیل (ع) را که در مقابلش نشسته است محکم گرفته و آماده بریدنش می باشد .

اسماعیل در حالی که دو زانو نشسته است دستهایش را به طرف آسمان برای دعا بالا برده و به نظر می رسد که به تقدیر الهی رضایت می دهد روبروی او گوسفندی قرار دارد که بخشی از آن از بین رفته است در گوشه سمت راست زنی در حال ناراحتی سرش را بر زانو تکیه داده که شاید مادر اسماعیل باشد (015)

  بررسی نقوش زندیه :

در بعضی از بخشهای نقش دار حمام دو لایه از نقوش آهک بری وجود دارد که بر روی یکدیگر قرار گرفته اند و به علت این که بخشهای از هر کدام از آنها مشخص می باشد قابل تفکیک هستند که هر کدام در زمان خاصی به وجود آمده اند یعنی در فاصله بین دوره های زند و قاجار بر روی لایه های اولیه لایه ای دیگر از آهک کشیده شده و به روی لایه جدید نقوش دیگری را متفاوت با نقش قبلی به وجود آورده اند برای مشخص کرده تصاویر زمان زندیه در قاجار می توان به این نکته اشاره کرد که در زمان زندیه در تزئین بناها از نقوشی مانند ترنج و اسلیمی و گل مرغ استفاده شده اند که نمونه بارز آن بنای ارگ کریمخانی است که از چنین نقوشی در تمام اطاقهای آن به کار گرفته شده است و به عبارت دیگر در زمان زندیه از نقوش حیوانی و انسانی کمتر استفاده شده و این تصاویر در این دوه رواج چندانی نداشته است بنابراین نقوش گلدان و اسلیمی که در دو عدد از فضاهای پا باریک گنبد رختکن و همچنین نقوش اسلیمی که در بعضی از قسمتهای سقف عرقچین های اطراف گنبد رختکن وجود دارد با توجه به اینکه قدیمی ترین لایه به دست امده می اشد و پرداختی ظریفته از نقوش جدید داشته و در حوز هزینه ندیه است می توان گفت که این نقوش مربوط به زمان کریمخان است . در حالی که بقیه شن فضای دیگر پاباریک گنبد رختکن دارای تصاویر روایتی می باشند که از نظر سبک و نقوش انسانی و حیوانی و همچنین نحوه پرداخت آنها کاملا با نقوش اسلیمی تفاوت دارند آنچه که مشخص می شود این است که در زمان زندیه همه نماهای اطراف گنبد رختکن دارای نقوش اسلیمی و گیاهی بوده که همه به یک شکل اجرا شده بودند یعنی در فضاهای پاباک همه از نقوش گلدان و اسلیمی و در جناقی های اطراف آنها که در بین ستونها قرار گرفته اند از نقش اسلیمی استفاده شده است . در گوشه پائین فضایی که در آن تصویر حضرت علی به وجود امده بخشی از نقش آهک بری لایه زیرین دیده می شود که با بخش پائین تنگهای آهکبری شده ای که به آنها اشاره شد شباهت کامل دارد و این دلایل و شواهد نشان می دهد که این فضاها نیز مانند دو فضایی که دارای گلدان و نقوش اسلیمی می باشند بوده است . با بررسی نقوش اسلیمی باقیمانده در فضاهای حمام وکیل متوجه می شویم که همگی با هم هماهنگ بوده و به یکدیگر شباهت دارند و با مقایسه آنها بایکدیگر مشخص می شود که همه آنها متعلق به زمان زندیه هستند نقوش اسلیمی هر کدام از فضاها با توجه به فرم آن فضا طراحی و اجرا شده است در فضاهای پاباریک شگل گلدانی که در وسط کار ترسیم شده است از فرم کلی فضایی که در آن قرار دارد تبعیت می کند یعنی در قسمت پائین باریک و مثلثی شکل و در قسمت بالا پهن می شود و به شکل کاملا قرینه ای ترسیم شده است که مرکز آن با مرکز فضای پاباریک یکی است .

بخشهای باقیمانده زندیه در زیر عرقچین های اطراف گنبد رختکن نیز دارای نقوش اسلیمی می باشد که در اطراف نورگیر وسط عرقچین که به شکل هشت ضلعی است شروع می شوند و به صورت پیوسته به یکدیگر می رسند و یک شکل کلی را ه طرف پایین عرقچین حرکت می کنند این نقوش نیز مانند اسلیمی سایر جاها که ذکر شده فضای پیرامون خود را به یک اندازه پر کرده اند و در پایان به شکل دایره وار درآمده اند که با فضای دایره ای عرقچین کاملا هماهنگ هستند و مشخص است که طراح هنرمند این نقوش را کاملا با فضای مورد استفاده آن طراحی کرده است .

ـ بررسی تصاویر قاجاریه :

جمعی تصویرگر بر آن بوده ابتدا با آوردن کاراکترهای اصلی انسانی موجود در روایتها و پس آوردن شخصیتهای فرعی در مراحل بعد به منظور اصلی خود که روایت تصویری داستانهای مورد نظر بوده برسد پس هنرمند تمامی سعی خود را به کار گرفته تا این تصاویر در دید بینندگان تائید گذار بوده و بیننده با دیدن آنها داستانهایشان را نیز به اد آورند بنابراین به هنگام انجام کار هنرمند با درایت و تفکر و استفاده از احساس درونی خویش شخصیتها را چه انسانی و چه حیوانی طوری از میان داستانها انتخاب کرده که حرف اول را در روایات می زنند و پس از این انتخاب برای به تصویر کشیدن آنها آن بخش از روایات را گزینش کرده که این شخصیتها با هم و در کنار یکدیگر در آن قسمت حضور داشتند بنابراین تصویری وجود ندارد که در آن یکی از شخصیتهای اصلی وجود داشته باشد و دیگری نباشد . همچنین این بخش از داستان حرف اصلی و موضوع آن را بیان کند و نقطه کلیدی داستان باشد طوری که بیننده با دیدن آن به یاد کل داستان و روایت بیافتد مانند تصویر حضرت رسول که سوار بر مرکب معروفی به نام براق است و بیننده با دیدن آن به یاد روایت معراج می افتد نه جنبه های دیگری از زندگی آن حضرت و یا حتی پیامبر دیگری را نمی تواند در ذهن خود بیاورد به حضرت محمد (ص) . نکته آن که باید در رابطه با به تصویر کشیدن داستانها به آن پرداخت فرم و فضا و مکانهایی است که در آن تصویرها به وجود آمده اند و اندازه محیطی است که در آن تصویرها به وجود آمده اند و اندازه محیطی است که تصویرگران برای ارائه کارش از آن استفاده کرده است تا زیبایی بصری را برای فضای حمام به وجود آورده و مردم زمانی که در فضای رختکن توقف دارند از این زیبایی بصری لذت برده و به هنگام نقل داستانها و نقالی از شنیدن آنها استفاده کنند بنابراین تمامی سعی تصویرگر در مرحله اول بر آن بوده تا بتواند منظور اصلی خود را که همان مصور کردن داستان است به خوبی انجام دهد تا بیننده را متوجه داستان و شخصیتهایش کند و برای این کار فضای زیادی در اختیار نداشته است و به اصطلاح دستش زیاد باز نبوده تا هر کاری را که می خواهد انجام دهد و چون افراد بیننده از پایین فضای رختکن تصاویر را که در بالا ترسیم شده اند می دیده اند بنابراین بیشترین تاکید هنرمند بر شناسانندن شخصیتهای اصلی به جهت بیان تصویری داستان مورد نظر به بیننده بوده و به همچنین دلیل آنها را بزرگتر ترسیم کرده است و نمی توانستیم کاراکترهای اصلی داستانها را کوچکتر از آنچه اکنون وجود دارند تصویر کند چون در این صورت خطوط و پیچ و خمهایی که اکنون در این تصاویر وجود دارد به راحتی از زاویه چشم تماشاگر دیده نمی شد بنابراین دیگر جذابیت کنونی را نداشته و دیدن تصاویر از پاین رختکن مهم و گنگ به نظر می آمد و مهمتر از همه بیننده به علت درک نکردن تصاویر متوجه داستان آنها که هدف اصلی هنرمند از خلق تصاویر حمام است نیز می شود و همچنین بزرگتر ترسیم کردن کاراکترهای اصلی در این فضاهای نسبتا کم باعث شده تا بخش اصلی فضا مورد استفاده با این کاراکترها پر شود و بخشهای کمتری باقی بمانند که از آنها برای ترسیم شخصیت های فرعی تر و عناصر و عوامل دیگر تشکیل دهنده داستان استفاده گردد و بنابراین تصویرگر سعی خود را کرده تا این معایب را برطرف کند و با بزرگ تصویر کردن شخصیتهای اصلی و پرکارتر و ظریفتر کشیدن آنها و تاکید بر بارز بودنشان و کوچکتر ترسیم کردن شخصیتهای فرعی و پرداختنزیاد به جزئیات و کم اهمیت تر جلوه دادن آنها داستان را بیان کنید و به بیننده این کمک را کرده تا از فضای پائین رختکن بتواند شخصیتهای اصلی داستان را به خوبی شناسایی و با درک آنها سریعتر به روایت مورد نظر پی ببرد و شاید تمام این مراحل کاری باعث شده تا هنرمند بتواند بیشتر از این به ترکیب بندی بهتری برسد و به دیگر عناصر بصری مثل توازن و تقارن و .... در کارش بپردازد و به همین دلیل است که در موقع دیدن تصاویر به نظر می آید که ا«ها دارای ترکیب بندی خیلی قوی و هنرمندانه ای نیستند و حتی خود شخصیتها خیلی ساده و ابتدایی تصویر شده اند و از نشر بصری زاد ذلچسب و زیبا و هنرمندانه به تصویر کشیده شده اند و به نظر می رسد بیشترین دلیل این که چنین برداشتهایی به ذهن می رسد همان محدودیت فضای اجرایی تصاویر است که باعث شده تا دست هنرمند برای خلق آثاری بهتر باز نباشد و او مجبور بوده در این فضا پیام و مفهوم خود را برساند مهمتر از همه منظور هنرمند است برای بیان داستان خاص به وسیله تصویر که این مهمترین هدف و نتیجه گیری هنرمند از خلق این تصاویر است . به طو کلی در تصاویری که از دوره قاجار باقی مانده کمتر دیده می شود که روی ترکیب بندی نقاشیهایشان دقیق کار کنند (به غیر از سبک کلاسیک اروپا که در اواسط این دوره توسط هنرمندانی مثل کمال الملک رواج پیدا کرد) و بیشتر در هنگام کشیدن تصاویر قصدشان نشان دادن تصویر فردی خاص یا موضوعی خاص است و بیشتر حرف برای گفتن دارند تا این که بخواهند بر ترکیب بندی و زیبایی بصری کار کنند بنابراین شاید در گاه اول به تصاویر روایتگر حمام وکیل ه نظر آید که آنها خیلی از نظر بصری و ترکیب بندی قوی نیستند اما با توجه به مکانی که برای تصویر سازی مشخص گردیده و با توجه به این که هدف نهایی هنرمند و دست اندر کارات و مسئولان اجرایی این پروژه هنری از خلق این تصاویر به طور کلی بیان داستان است و همچنین ترسیم ان تصاویر برای همه قشرهای جامعه آن روز که از فضای حمام استفاده می کرده اند که بیشتر آنها عامه مردم بوده اند نه افراد خاص بنابراین نمی توان زیاد از نداشتن ترکیب بندی قوی و زیبایی بصری استفاده کرد .

مورد دیگری که می توان در رابطه با اجرای تصاویر به آن پرداخت مواد و متریال کار و ابزاری است که هنرمند در هنگام خلق آثارش با آنها سر و کار داشته و از آنها استفاده کرده است و آن یادآوردن این نکته است که این نقوش بر روی آهک کار شده است و نه بر روی بوم نقاشی یا دیوارهای گچی تمام فضای کار از کاراکترهای داستان و شخصیتهای فرعی و همچنین نقوش حیوانی و گیاهی پر شده است و هنرمند پس از این که شخصیتهای داستان و عناصر دیگر را آورده فضای منفی و زمینه ها را با نقوش گیاهی و به شکل گل و شاخه و برگ پر کرده است که این نقوش متضاد از شخصیتها و عوامل داستان است و در تمام فضای داستانها این کار انجام شده اگر نقوش گیاهی را از فضاهای تصویر شده کم کنیم به دلیل نداشتن سایه روشن و رنگ به نظر می رسد که شخصیتها و عناصر تصویری در فضا معلق بوده و به جایی وصل نستن و فاقد نقطه اتکایی می باشند و بین اجزاء آنها ربطی وجود ندارد و عناصر آن از یکدیگر جدا به نظر آمده که هدف خاصی را دنبال نمی کنند بنابراین با بودن این نقوش گیاهی در بین فضاهای اطراف کارکاتر انسان احساس می کند که آنها در فضا حرکت نمی کنند بلکه به زمین متصل هستند .

مورد دیگر حاشیه هایی است که به صورت نقش دار دورتادور فضاهایی که تصاویر در آنها به وجود آمده اند ترسیم شده است که فرد هنرمند با این کار محدوده کارش را مشخص کرده است و علاوه بر آن این حاشیه ها باعث تفکیک داستانها از یکدیگر گردیده اند و مرزی بین آنها آورده شده که بیننده با دیدن این حاشیه ها متوجه می شود که هر کدام از این تصاویر یک داستان است :

ü     روایتهای بازسازی شده در حمام وکیل

ü     روایتهای فضای پاباریکها

ü     معراج پیامبر (ص)  

ü     نقش حضرت علی (ع)

ü     شیخ صنعان و دختر ترسا

ü     خسرو و شیرین ، شیرین و فرهاد

ü     حضرت یوسف

ü     سلطان سنجر و پیرزن

ü     قربانی کردن اسماعیل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست منابع :

آثار العجم ، سید محمد نصیر فرصت الدوله شیرازی ، انتشارات فرهنگسرا ، 1362 تهران

پایتختهای ایران ، محمد یوسف کیانی ، انتشارات سازمان میراث فرهنگی ، چاپ اول 1374 ، تهران

تزئینات وابسته به معماری ایران دوره اسلامی ، محمد یوسف کیانی انتشارات سازما میراث فرهنگی ، چاپ اول 1376 ، تهران

سیر و صور نقاشی ایران ، به کوش آتوراپهام پوپ ، ترجمه دکتر عقوب آژند ، چاپ اول 1381 ، انتشارات مولی ، تهران

معماری ایران ، دوره اسلامی به کوشش محمد یوسف کیانی ، چاپخانه ارشاد اسلامی ، 1366 تهران

هنر صفوی زند قاجار ، حیان وبرتو اسکار چیا ، ترجمه دکتر بعقوب آژند ، انتشارات مولا چاپ اول 1376 تهران

خبرنگارگری ایران ، ب . و رابینسن ، ترجمه دکتریعقوب آژند

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط معروف درویشی در دوشنبه 1386/04/04  |
 
 
بالا